تکنیک اسکمپر
برای شما اتفاق افتاده است که نتوانید با یک تکنیک ارتباط بگیرید؟
مخترع جوان: نمیدانم چرا نمیتوانم از تکنیک اسکمپر به خوبی استفاده کنم. زیاد در مورد آن مطالعه کردهام، اما نمیتوانم ارتباط خوبی با این تکنیک بگیرم.
مربی: چه چیزی در موردش میدانی؟
مخترع جوان: یک تکنیک برای تحریک خلاقیت و ایدهپردازی است. با استفاده از این روش میتوان تغییراتی در محصولات، خدمات یا فرآیندها ایجاد کرد تا خلاقانهتر و نوآورانهتر شوند. میدانم که این تکنیک از 7 بخش تشکیل شده است. این 7 بخش هر کدام مربوط به حروفهای این تکنیک هستند. به این صورت
SCAMPER
S مخفف Substitute به معنی جایگزینی
C مخفف combine به معنی ترکیب
A مخفف Adapt به معنی سازگاری یا تطبیق دادن
M مخفف Modify به معنی اصلاح کردن یا کوچک/ بزرگ کردن
P مخفف Put to another use استفاده برای کاربردی دیگر
E مخفف Eliminate به معنی حذف
R مخفف Revers به معنی معکوس کردن
و میدانم که برای هر بخش تعدادی سوال وجود دارد که با استفاده از این سوالات، میتوانیم هر بخش را تکمیل کنیم.
مربی: این نی که داری ازش برای نوشیدن آبمیوه استفاده میکنی. اگر به خاطر داشته باشی، اویل هیچ خم شدگی نداشت. صاف صاف بود. ما مجبور بودیم یا لیوان را بالا بیاوریم یا خودمان را خم کنیم. اما الان ببین. خمیدگیهایی به آن اضافه شده است که راحت میتوانیم با آن هر چیزی را مطابق با اندازه بدنمان بنوشیم. اگر خوب دقت کنی از بخش سازگاری یا تطبیق دادن تکنیک اسکمپر استفاده کرده است.
مخترع جوان: عذر میخواهم دستم خورد و یکم از آبمیوهها روی میز ریخت.
مربی: اشکالی ندارد اسپری دارم که خیلی سریع همه چیز را تمیز میکند. ترکیب جالبی دارد. آب و جوش شیرین. جوش شیرین قبلا فقط برای پختوپز بود اما الان خیلیها برای تمیز کردن ازش استفاده میکنند. این هم بخشی از تکنیک اسکمپر است. اسمش را که میدانی؟
مخترع جوان: بله. استفاده برای کاربردی دیگر. چه جالب.
مربی: لامپهای LED بالای سرت را نگاه کن. مگر جز این است که جایگزین لامپهای رشتهای شدهاند؟
مخترع جوان: نه.
مربی: این هم استفاده دیگر از تکنیک اسکمپر. کدام بخش؟
مخترع جوان: بخش جایگزینی. اخیرا آب معدنیهایی به بازار وارد شدن که چند جرعهای نامیده میشوند. یعنی به میزان مثلا 3 جرعه آب وجود دارد. اگر فرد به آب کمی نیاز داشت، میتواند از آنها استفاده کند. خیلی از اسراف جلوگیری میکند. الان که فکر میکنم، از تکنیک اسکمپر استفاده شده است. کدام بخش؟
مربی: همان بخشی که خودت هم حدس زدی. اصلاح کردن یا به عبارتی کوچک/ بزرگ کردن.
مخترع جوان: تا بحال این طوری به این تکنیک نگاه نکرده بودم.
مربی: همین تلفن همراهت را نگاه کن. از ترکیب دوربین، تلفن، ضبط، پخش صوت و … تشکیل شده است. یعنی بخش ترکیب در تکنیک اسکمپر.
مخترع جوان: درسته.
مربی: به چی داری گوش می دهی؟
مخترع جوان: هیچی. عادت کردم که این هنذفری داخل گوشم باشد.
مربی: حتما قبلا از هنذفری های سیمی استفاده کردی؟
مخترع جوان: بله.
مربی: اپل سیم این هنذفری را حذف کرد. یعنی استفاده از بخش حذف از تکنیک اسکمپر.
مخترع: کاملا درست.
مربی: اتفاقی که دیروز برایم افتاد را الان بازنگری کردم. سردرد داشتم. به پزشک زنگ زدم. درخواست کردم که اگر برایشان مقدور است، من را در خانه معالجه کند. قبول کردند و به خانه من آمد. الان که به این قضیه فکر میکنم، فهمیدم که این هم بخش دیگری از تکنیک اسکمپر است. بخش معکوسسازی. یعنی به جای اینکه من به مطب پزشک بروم، پزشک به خانه من آمد.
مخترع جوان: تکنیک خیلی کاربردی و جالبی است. تازه دقیق یادش گرفتم. اما یک سوال. چطور تو کارم از این تکنیک استفاده کنم؟ از کدام بخش شروع کنم؟ چه سوالاتی را مطرح کنم؟
مربی: مهم نیست از کدام بخش شروع کنی. شما مسئله را روی کاغذ بنویس و کاغذ را به 7 قسمت، بخشبندی کن. هر قسمت مربوط به یکی از بخشهای تکنیک اسکمپر باشد. هر زمان در هر قسمت ایدهای به ذهنت رسید، توی بخش مورد نظر یادداشت کن.
و در مورد سوالات هر بخش. میتوانی خودت برای هر بخش سوال مطرح کنی. از سوالاتی هم که در مقالات و کتابهای مختلف هست، میتوانی استفاده کنی.
لیستی از سوالات را به تو میدهم که بتوانی استفاده کنی.
1- جایگزین کردن (Substitute)
چه بخشهایی از محصول یا فرآیند را میتوان با چیز دیگری جایگزین کرد؟
آیا میتوان ماده یا مواد دیگری را جایگزین مواد فعلی کرد؟
آیا میتوان افرادی را که در تیم کار میکنند، جایگزین کرد؟
آیا میتوان نقش یک قطعه یا اجزا را با نقش دیگری جایگزین کرد؟
آیا میتوان فناوری دیگری را به جای فناوری فعلی استفاده کرد؟
آیا میتوان بازار هدف را تغییر داد؟
آیا میتوان از یک روش متفاوت برای توزیع استفاده کرد؟
آیا میتوان عملکردهای خاصی را جایگزین کرد؟
چه بخشی از فرآیند میتواند با یک فرآیند سادهتر جایگزین شود؟
آیا میتوان از منابع انرژی دیگری استفاده کرد؟
2- ترکیب کردن (Combine)
آیا میتوان دو یا چند بخش از محصول را ترکیب کرد؟
آیا میتوان دو یا چند ویژگی یا قابلیت را با هم ادغام کرد؟
آیا میتوان خدمات جدیدی به محصول اضافه کرد؟
آیا میتوان از تکنولوژیهای دیگر برای ترکیب استفاده کرد؟
آیا میتوان بازارهای مختلف را با هم ادغام کرد؟
آیا میتوان دو یا چند تیم یا بخش را برای کار روی یک پروژه ترکیب کرد؟
آیا میتوان محصولات یا خدمات رقبا را با محصول خود ترکیب کرد؟
آیا میتوان محصول را با یک راهحل نرمافزاری ادغام کرد؟
آیا میتوان از دادهها و اطلاعات بیشتری برای بهبود فرآیند استفاده کرد؟
چه ترکیبهایی میتوانند به صرفهجویی در زمان و هزینه کمک کنند؟
3- انطباق دادن (Adapt)
چه تغییراتی میتوان برای انطباق محصول با نیازهای جدید انجام داد؟
چگونه میتوان محصول را برای استفاده در شرایط مختلف سازگار کرد؟
چه فناوریهای جدیدی را میتوان برای بهبود انطباق محصول اضافه کرد؟
چه بخشهایی از محصول را میتوان سادهتر کرد تا راحتتر تطبیق داده شود؟
آیا میتوان محصول را برای کاربردهای دیگر تغییر داد؟
آیا میتوان فرآیند تولید را برای کاهش زمان یا هزینه تغییر داد؟
چه تغییراتی میتوان در محصول ایجاد کرد تا مناسب یک بازار جدید باشد؟
چه عناصری از محصولات یا خدمات رقبا را میتوان در محصول خود تطبیق داد؟
آیا میتوان قابلیتهای جدیدی به محصول اضافه کرد؟
چگونه میتوان محصول را برای گروههای مختلف مصرفکننده سفارشی کرد؟
4- اصلاح کردن (Modify)
چگونه میتوان محصول را از نظر شکل یا اندازه تغییر داد؟
آیا میتوان عملکردهای محصول را افزایش داد؟
آیا میتوان ظاهر محصول را جذابتر کرد؟
چگونه میتوان فرآیند تولید را سریعتر کرد؟
چه بخشی از محصول را میتوان اصلاح کرد تا کارایی آن بیشتر شود؟
آیا میتوان محصول را با مواد پیشرفتهتر ساخت؟
چگونه میتوان محصول را دوستدار محیط زیست کرد؟
آیا میتوان محصول را برای یک گروه خاص از کاربران اصلاح کرد؟
آیا میتوان محصول را سبکتر یا محکمتر کرد؟
چگونه میتوان محصول را انعطافپذیرتر کرد؟
5- استفاده دیگر (Put to another use)
آیا میتوان محصول را برای هدف دیگری استفاده کرد؟
آیا میتوان از اجزای محصول در صنایع دیگر استفاده کرد؟
چگونه میتوان فرآیند تولید را برای تولید محصولات جدید به کار برد؟
آیا میتوان محصول را به عنوان بخشی از یک محصول جدید استفاده کرد؟
آیا میتوان از محصول برای حل مشکلات دیگر استفاده کرد؟
آیا میتوان محصول را برای استفاده در بازارهای دیگر بازاریابی کرد؟
چگونه میتوان محصول را به یک کاربرد متفاوت تغییر داد؟
آیا میتوان خدمات مرتبط با محصول را به کار گرفت؟
آیا محصول میتواند به عنوان بخشی از یک سیستم گستردهتر عمل کند؟
آیا میتوان از ضایعات یا پسماندهای محصول برای تولید محصول جدید استفاده کرد؟
6- حذف کردن (Eliminate)
آیا میتوان بخشی از محصول را حذف کرد؟
آیا میتوان ویژگیهای غیرضروری را حذف کرد تا محصول سادهتر شود؟
آیا میتوان هزینههای تولید را با حذف بخشهایی کاهش داد؟
آیا میتوان فرآیند تولید را سادهتر کرد؟
آیا میتوان واسطههای اضافی در زنجیره تأمین را حذف کرد؟
آیا میتوان مراحل اضافی در فرآیند خدماترسانی را کاهش داد؟
آیا میتوان مواد یا منابع اضافی را حذف کرد؟
آیا میتوان بخشهایی از محصول را برای سادهتر شدن مدیریت حذف کرد؟
آیا میتوان قوانین و مقررات زائد را از فرآیند تولید حذف کرد؟
آیا میتوان اجزای پیچیده محصول را حذف و با گزینههای سادهتر جایگزین کرد؟
7- معکوس کردن (Rearrange)
آیا میتوان ترتیب اجزای محصول را تغییر داد؟
آیا میتوان فرآیند تولید را معکوس کرد؟
آیا میتوان ترتیب ارائه خدمات را تغییر داد؟
آیا میتوان توالی استفاده از مواد یا منابع را تغییر داد؟
آیا میتوان اجزا یا بخشهایی از محصول را در مکان دیگری قرار داد؟
آیا میتوان جریان کار را بهبود داد با معکوس فرآیندها؟
آیا میتوان محصول را به گونهای طراحی کرد که با شکل یا عملکرد دیگری هماهنگ شود؟
آیا میتوان ترتیب انجام مراحل را تغییر داد تا بهرهوری افزایش یابد؟
آیا میتوان محصول را به گونهای تنظیم کرد که با نیازهای مشتریان بیشتر همخوانی داشته باشد؟
آیا میتوان محصول را به بخشهای کوچکتر تقسیم کرد و سپس دوباره مرتب کرد؟
مربی: هر یک از این سوالات میتواند به تو کمک کند تا ایدههای خلاقانه و جدید برای بهبود یا نوآوری در محصول یا فرآیند خود بیابید.
مقاله “جعبه ابزار مخترع” برای ادامه این مطلب مناسب است.