کسب و کار موفق

کسب و کار موفق نیازمند یکسری موضوعات است در این‌ مقاله با من همراه باشید تا طی سلسله مقالاتی این فرمول را کشف کنید.

مردی وارد فروشگاه حیوانات خانگی می‌شود و می‌گوید ” یک طوطی سخنگو می‌خواهم.” مغازه دار می‌گوید ” بسیار خب قربان، من یک عالمه پرنده دارم که حرف می‌زنند. این طوطی سبز بزرگی که می‌بینی از آن سخنگوهای قدر است.”

بعد روی قفس ضربه می‌زند و پرنده می‌گوید ” خداوند شبان من است. دیگر هیچ نمی‌خواهم” طوطی کل انجیل را حفظ است.

مغازه دار به پرنده دیگری اشاره می‌کند. ” این پرنده قرمزی که اینجا می‌بینید سنش کم است ولی دارد حرف زدن یاد می‌گیرد.”

مغازه دار ناگهان می‌گوید ” پولی کلوچه می‌خواهد ” و پرنده هم پشت سرش تکرار می‌کند ” پولی کلوچه می‌خواهد” مغازه‌دار ادامه می‌دهد ” یک مرغ مینا هم دارم ولی مال یک ملوان بوده. اگر بچه داشته باشید این یکی را نمی‌برید.”

مرد می‌گوید ” همان پرنده کم سن و سال تر را می‌برم، اگر بهم یاد بدهید چه طور به حرفش بیاورم.”

مغازه دار می‌گوید ” حتما بهتان یاد می‌دهم.” او کنار مرد می‌نشیند و ساعت‌ها بهش آموزش می‌دهد چه طور به یک طوطی حرف زدن یاد بدهد. بعد پرنده را داخل قفس می گذارد، پولش را می گیرد و مرد را راهی می کند تا برنامه اموزشی اش را شروع کند. یک هفته بعد مرد عصبانی به مغازه برمی‌گردد. ” این پرنده ای که به من فروختید حرف نمی‌زند.” مغازه‌دار می‌پرسد ” حرف نمی‌زند؟ طبق دستورالعمل من پیش رفتید؟” مرد جواب می‌دهد ” بله، مو به مو” مغازه دار می‌گوید : ” خب، شاید به خاطر این باشد که آن پرنده تنهاست. حالا بهتان می‌گویم چه کار کنید. این آینه کوچک را که می‌بینید بخرید و بگذاریدش داخل قفس. پرنده که تصویر خودش را ببیند بلافاصله شروع می‌کند به حرف زدن.”

مرد همان کاری را می‌کند که او می‌گوید ولی سه روز بعد دوباره به مغازه برمی‌گردد. ” به نظرم باید پولم را پس بگیریم، آن پرنده حرف بزن نیست.” مغازه‌دار کمی فکر می‌کند، بعد می‌گوید ” شرط می‌بندم پرنده حوصله‌اش سر رفته. اسباب بازی نیاز دارد. بفرمایید، این زنگوله را بگیرید. مجانی است. بگذاریدش داخل قفس پرنده. شرط می‌بندم به محض این که سرگرمی داشته باشد به حرف بیاید.” یک هفته بعد مرد عصبانی تر از قبل دوباره به مغازه برمی‌گردد و یک جعبه کفش هم همراهش است. ” آن پرنده ای که به من فروختید، مرد” جعبه کفش را باز می‌کند. جنازه طوطی کوچک بیچاره آن تو است. ” می‌خواهم پولم را پس بگیرم.” مغازه دار حسابی وحشت کرده.

” خیلی متاسفم، نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد. ولی …. بگویید ببینم … اصلا پرنده تلاش کرد که حرف بزند؟ ” مرد می‌گوید ” خب، یک کلمه گفت، درست قبل از اینکه از روی میله‌اش بیفتد و بمیرد.”

مغازه دار می‌پرسد ” چه گفت؟”

مرد جواب می‌دهد ” غذااااااااااا.”

طوطی بیچاره از گرسنگی مرد. همان طوری که طوطی به غذا نیاز داشت، مشتریان ما هم به کسب و کار ما نیاز دارند اگر دقیقا بدونیم که چی می‌خواهند.

گاهی مشتریان ما به دلیل اینکه نیاز آن ها را به درستی درک نمی کنیم از دستشان می دهیم و کم کم مرگ کسب و کارمان را به چشم خود می بینیم. زمانی که دیگر کاری از دستمان برنمی آید. مثل سرطانی که پیشرفت کرده و ما تنها می توانیم نظاره گر باشیم. نظاره گر این که تمام تلاشهایمان برای کسب و کاری که با زحمت راه اندازی کرده ایم، دارد از بین می رود و مرگ کسب و کارمان نزدیک است.

راه حل چیست؟

شناسایی نیازهای آشکار و پنهان مشتریانمان. در اکثر مواقع ما نیازهای آشکار را می توانیم پیدا کنیم ولی از نیازهای پنهان بی خبر هستیم. مثل همان طوطی که به ظاهر نیاز به آینه و اسباب بازی بود ولی نیاز اصلی و پنهانش، غذا بود.

در دوره شگفت انگیز” کسب و کار خلاق” به شما یاد می دهم که چطور این نیازها را شناسایی کنید.

بنابراین اولین بخش فرمول ” کسب و کار موفق” شناسایی نیازهای آشکار و پنهان مشتریان است.

بخش دوم فرمول ” کسب و کار موفق

 

 تبریک میگم، زیرا جز معدود افرادی هستید که به فکر رشد هستند.

برای ادامه فرمول "کسب و کار موفق" لطفا ایمیل خود را وارد کنید.

ادامه مراحل از طریق ایمیل برای شما ارسال می شود.

به این دلیل از ایمیل استفاده می شود که تنها برای افراد خاص فرمول ارائه شود.

You have successfully subscribed to the newsletter

خطایی رخ داده است. لطفا دوباره سعی کنید.

فاطمه صادقی will use the information you provide on this form to be in touch with you and to provide updates and marketing.