ایده پردازی بی قید و بند

همیشه با خودم فکر می کردم چطور می شود یک ایده به ذهن افراد می رسد و به کسب و کارهای بزرگی تبدیل می شود.چگونه می توانیم ایده پردازی کنیم؟ تا اینکه به یک سخنرانی تد(TED) رسیدم که در زمینه خلاقیت بود. سخنران شیمپی تاکاشی از ژاپن بود که در مورد یک روش برای رسیدن به ایده صحبت می کرد. ایشان طراح اسباب بازی هستند که با ایده هایی که داده اند یا شاید بهتر بگم با تکنیکی که استفاده کرده اند به یک طراح بزرگ اسباب بازی تبدیل شده است.

ایشان توی سخنرانی اش به این اشاره می کند که رویای خلق کردن اسباب بازی های جدید را داشتند که هرگز وجود نداشت. در یک شرکت اسباب بازی، ۹ سال کار کردند. زمانی اولین بار در آنجا شروع به کار کردند هر روز ایده های تازه زیادی به رئیسش ارائه می کرد. ولی ریئس در جواب به ایشان می گفتند اگر داده های لازم مبنی بر فروش آن ها را دارد به فکر توسعه طرح باشد.

داده ها، داده ها، داده ها

پس همیشه قبل از فکر کردن درباره محصول جدید به آنالیز داده های بازار می پرداخت. ایده هایش چندان بکر نبودند. ایده جدیدی به ذهنش نمی رسید و از فکر کردن خسته شده بود. در واقع رئیس سخت گیر، و داده های دشوار، که از فکر کردن حالتان بد می شود.

ایشان بعد از این همه فکر کردن خسته شدند. داده ها را بیرون ریختند و به رویای خلق اسباب بازی های جدیدی پرداختند. از چه روشی؟

در ژاپن بازی به نام شیریتوری وجود دارد.

شیریتوری چیست؟

برای مثال سیب، ببر و روسری را در نظر بگیرید

باری به این صورت است که در آن به نوبت کلماتی را می گویید که با حرف آخر قبلی شروع می شوند و بازی همین طور ادامه پیدا می کند تا اینکه فردی نتواند کلمه ای را بگوید. یعنی کلی کلمه تصادفی داریم.

تاکاشی ایده ساخت اسباب بازی های جدید را از این بازی گرفتند. مثلا می خواستند گربه بسازند یک کلمه تصادفی انتخاب می کردند مثلا زمین، و می گفتند چطور می توانم گربه را به زمین ربط دهم؟

به این شکل می تواند باشد گربه ای که بعد از معلق زدن از ارتفاع بالا روی زمین بیفتد.

یا مثلا برای ساخت تفنگ یک کلمه تصادفی انتخاب می کردند مثل نوشابه. حالا چطور می توانم این دو را به هم ربط دهم؟

به این شکل می تواند باشد: تفنگی که نوشابه پرتاب می کند و بقیه را خیس می کند.

همین طور روزانه چندین ایده می دادند.

در مورد ایده پردازی هر چقدر که بیشتر ایده داشته باشید، مطمئنا در بین آن ها چندتایی خوب خواهد بود.

نمونه دیگر به این صورت که مسواک را با گیتار ترکیب کنید. مسواکی که هنگام مسواک زدن سرو صدای موسیقی بدهد. این می تواند برای بچه هایی که دوست ندارند مسواک بزنند مناسب باشد.

این ایده ها از طریق بررسی داده ها به ذهن نمی رسد. اگر ایده هایتان را بر مبنای آنالیز داده بگذارید و بدانید که هدفتان چیست کار سختی در پیش دارید و قادر به تولید ایده های جدید نخواهید بود حتی اگر هدف خود را بدانید.

با فراغ خاطر به ایده پردازی فکر کنید مثل اینکه با چشم بسته مشغول دارت انداختن هستید. اگر تعداد زیادی دارت به طرف هدف بزنید مطمئنا حداقل یکی را به هدف می زنید. ایده پردازی هم به همین شکل است. پس تکنیکی که برای ایده پردازی وجود دارد کلمات تصادفی است. برای هرکاری که می خواهید ایده پردازی کنید کلمه تصادفی را انتخاب کنید و ببنید چطور می توانید این دو را به هم ربط دهید. اگر این کار را انجام دهید اجزا تشکیل دهنده مرتبط کردن ایده ها جمع آوری شده و ارتباطی را تشکیل می دهند که ایده های زیادی را خلق می کند. در نتیجه ایده هایی به ذهنتان می رسد که قبلا هرگز به آن ها فکر نکرده اید.

این یکی از بهترین روش های خلق ایده های جدیدی برای کارتان است. امیدوارم بتوانید از این روش به خوبی برای رسیدن به ایده های جدید استفاده کنید.

مقاله ” اگر ایده خوبی بود تا بحال کسی انجامش داده بود؟” برای تکمیل این مقاله می تواند به شما کمک کند.

برای دریافت فیلم تد این روش لطفا ایمیل خود را وارد کنید

نظر شما در مورد این روش ایده پردازی چیه؟ لطفا برام کامنت بذارید تا با هم بررسی کنیم

متشکرم

شاد باشید و خلاق