سلام به همه همراهان همیشگی

با استفاده از تکنیک های خلاقیتی که وجود دارد، طرحی را برای نوشتن داستان های خلاق پیاده سازی کردم. الان در حال تست کردن این طرح هستم و داستان ها را براساس این طرح دارم می نویسم. می خواهم ببینم با این طرح آیا واقعا می شود داستان های خلاقانه نوشت. خواهشی که از شما دارم داستان را که خواندید نظرتان را کامنت کنید تا ببینم چقدر این طرح جامع و کامل است. بعد از مشخص شدن نتیجه دهی این طرح، آن را ارائه خواهم داد تا شما هم بتوانید از آن برای ساخت داستان های خلاقانه خود استفاده کنید.

متشکرم

داستان خلاقانه

موضوع : جنگ

در اتاقی پر زرق و برق و بسیار شیک اما روح تاریک و غم زده. قدم زنان در پهنای این اتاق، در حالی که همه در حال خندیدن برای پیروزی هستند در ذهنش می گوید: چرا من از این پیروزی خوشحال نیستم؟

تجسم ویرانه ها و پسرکی تنها با پدر و مادری کشته شده در جنگ. چه می شد اگر در کنارش بودم و به او می گفتم تو تنها نیستی و من هستم. من که پدر و مادرت را کشته ام ولی رویایت را زنده کرده ام. تو می توانی با خشم درونت انرژی بگیری و شروعی قوی داشته باشی. پس من انگیزه تو هستم برای جنگیدن برای رویایت.

۷ ساله بودم که پدرم در دعوای با برادرش کشته شد. برادری که بسیار ثروتمند بود و غرورش پدرم را کشت.

انگیزه ام شد تا ثروتمند بشم و انتقام بگیرم. ولی ثروتمند که شدم دیگر خبری از انتقام نبود. عمو با مورچه های ذهنش دیوانه شده بود. مورچه های ناامیدی، ترس و خودخوری. مورچه هایی که وجدانش ان ها را به سوی مغزش فرستاده بود.

آیا من هم همین گونه خواهم شد؟ چرا این ها می خندد در صورتی که باید گریه کنند. آن ها خود را شکست داده اند نه آن کشور را.

اما یکدفعه موج خوشحالی می آید. یاد پسرک تنها، خوشحالش می کند چون بریا رویایش انگیزه دارد. اما در نهایت اگر مثل من شود چه؟

پیدایش خواهم کرد و مسیر درست را به او نشان خواهم داد. این بزرگترین شکست از جنگ است که ما خورده ایم اما این ها نمی فهمند.

چه می شد اگر او را آموزش می دادم تا حسش انتقام نباشد ولی انگیزه اش خشم باشد. باید بین این دو توازن ایجاد کند. این امکان پذیر است؟

ممنون میشم اگر نظرتان را با من برای بهبود طرح داستان های خلاقانه به اشتراک بگذارید

متشکرم