نوآوری سبز

 داستانی که نوآوری سبز را به دنیا معرفی کرد از این قرار است. در دهه ۱۹۹۰ مدیرعامل یک شرکت تولید فرش صنعتی در آمریکا در حال آماده شدن برای یک سخنرانی بود. یکی از کارکنان از او پرسید:

اگر محیط زیست مشتری ما بود، امروز چه نظری درباره شرکت ما داشت؟

این سؤال ساده زندگی حرفه‌ای او را تغییر داد. او متوجه شد شرکتی که سال‌ها به سودآوری افتخار می‌کرد، در واقع حجم عظیمی از نفت، انرژی و مواد خام را مصرف می‌کرد و مقادیر زیادی ضایعات تولید می‌کرد. آن مدیرعامل تصمیم گرفت شرکت را از نو طراحی کند. چند سال بعد همان شرکت به یکی از مشهورترین نمونه‌های نوآوری سبز جهان تبدیل شد. داستان فوق مربوط به شرکت  Interface  است.

این داستان به ما یادآوری می‌کند که نوآوری سبز از یک فناوری آغاز نمی‌شود؛ از یک سؤال آغاز می‌شود:

آیا می‌توانیم چیزی خلق کنیم که هم برای انسان مفید باشد و هم برای طبیعت؟

 

نوآوری سبز چیست؟

بسیاری از افراد تصور می‌کنند نوآوری سبز یعنی ساخت پنل خورشیدی یا خودرو برقی. این تصور ناقص است. نوآوری سبز به هر نوع نوآوری گفته می‌شود که اثرات منفی انسان بر محیط زیست را کاهش دهد یا اثرات مثبت ایجاد کند. این نوآوری می‌تواند در قالب:

 محصول

 فرآیند

 خدمت

 مدل کسب‌وکار

 فناوری

 زنجیره تأمین

ظاهر شود.

بنابراین نوآوری سبز یک «موضوع» نیست؛ بلکه یک «نگرش طراحی» است.

 

 چرا نوآوری سبز به وجود آمد؟

در طول دو قرن گذشته بشر از یک مدل ساده استفاده کرده است:

استخراج —->  تولید —> مصرف —-> دورریز

این مدل باعث شد:

 جنگل‌ها کاهش پیدا کنند.

 منابع آب آسیب ببینند.

 آلودگی هوا افزایش یابد.

 گونه‌های زیستی نابود شوند.

 تغییرات اقلیمی شدت بگیرد.

نوآوری سبز تلاشی برای بازطراحی این مدل است.

در واقع نوآوری سبز می‌پرسد:

چگونه می‌توان ارزش ایجاد کرد بدون آنکه سیاره را تخریب کرد؟

 

 اشتباه بزرگ بسیاری از نوآوران

بیشتر مخترعان هنگام طراحی محصول فقط به سه سؤال فکر می‌کنند:

 آیا کار می‌کند؟

 آیا مشتری می‌خواهد؟

 آیا سودآور است؟

اما نوآوری سبز سؤال چهارمی اضافه می‌کند:

 آیا زمین هم این محصول را می‌خواهد؟

ممکن است محصولی:

 سودآور باشد.

 مشتری داشته باشد.

 فناوری پیشرفته‌ای داشته باشد.

اما در عین حال به محیط زیست آسیب جدی وارد کند. در چنین شرایطی از نگاه نوآوری سبز، طراحی هنوز ناقص است.

 

 طبیعت چگونه نوآوری می‌کند؟

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های نوآوری سبز این است که طبیعت میلیاردها سال قبل بسیاری از مسائل مهندسی را حل کرده است. در طبیعت:

 زباله وجود ندارد.

 همه چیز دوباره استفاده می‌شود.

 انرژی عمدتاً از خورشید تأمین می‌شود.

 سیستم‌ها خودتنظیم هستند.

به همین دلیل بسیاری از متخصصان نوآوری سبز معتقدند:

طبیعت بزرگ‌ترین آزمایشگاه تحقیق و توسعه جهان است.

 

نمونه‌های واقعی نوآوری سبز

 ساختمانی که مانند موریانه‌ها تهویه می‌شود

در کشور زیمبابوه ساختمانی ساخته شد که سیستم تهویه آن از لانه موریانه‌ها الهام گرفته است. این ساختمان مصرف انرژی سرمایشی را به شدت کاهش داد. در اینجا فناوری جدیدی اختراع نشد؛ بلکه طبیعت به معماران آموزش داد.

 کفش‌هایی که به خاک بازمی‌گردند

برخی شرکت‌های نوآور کفش‌هایی طراحی کرده‌اند که پس از پایان عمرشان تجزیه زیستی می‌شوند. برخلاف کفش‌های سنتی که ده‌ها سال در طبیعت باقی می‌مانند.

سیمان جذب‌کننده کربن

برخی استارتاپ‌ها در حال تولید سیمانی هستند که هنگام سخت شدن بخشی از دی‌اکسیدکربن هوا را جذب می‌کند. در اینجا محصول نه تنها آسیب را کاهش می‌دهد، بلکه به ترمیم محیط زیست نیز کمک می‌کند.

 کشاورزی عمودی

در شهرهای بزرگ، مزارع عمودی ایجاد شده‌اند که:

 آب کمتری مصرف می‌کنند.

 حمل‌ونقل را کاهش می‌دهند.

 زمین کمتری اشغال می‌کنند.

این نمونه‌ای از نوآوری سبز در سیستم غذایی است.

 توربین‌های بادی بدون پره

یکی از ایده‌های نوظهور، توربین‌هایی هستند که به جای چرخش پره‌ها از ارتعاش استفاده می‌کنند. هدف از این ایده، کاهش صدا، کاهش خطر برای پرندگان و کاهش هزینه نگهداری است.

فرآیند واقعی نوآوری سبز

‎اکنون به مهم‌ترین بخش می‌رسیم. ‎نوآوران سبز چگونه فکر می‌کنند؟ ‎برخلاف فرآیندهای سنتی نوآوری، نقطه شروع آن‌ها محصول نیست. ‎نقطه شروع «جریان منابع» است.

‎گام اول: دنبال اتلاف بگردید

‎در هر سیستم بررسی کنید:

انرژی کجا هدر می‌رود؟

 آب کجا هدر می‌رود؟

 مواد کجا دور ریخته می‌شوند؟

 زمان کجا تلف می‌شود؟

‎بسیاری از نوآوری‌های سبز از کشف همین اتلاف‌ها آغاز شده‌اند.

گام دوم: چرخه عمر را ببینید

‎یک مخترع سنتی محصول را می‌بیند. ‎یک نوآور سبز کل زندگی محصول را می‌بیند. ‎از ‎استخراج مواد اولیه ‎تا ‎دور انداختن محصول ‎همه چیز باید بررسی شود.

گام سوم: طبیعت را مطالعه کنید

‎سؤال کلیدی:

‎اگر طبیعت می‌خواست این مسئله را حل کند، چه می‌کرد؟

‎این همان رویکرد زیست‌الهام‌گیری است.

گام چهارم: زباله را به منبع تبدیل کنید

‎یکی از مهم‌ترین اصول نوآوری سبز این است که زباله وجود ندارد. فقط منابع در جای اشتباه قرار گرفته‌اند.

گام پنجم: بازتولیدپذیری را طراحی کنید

‎هر محصول باید پاسخ دهد:

 آیا تعمیر می‌شود؟

 آیا بازیافت می‌شود؟

 آیا دوباره استفاده می‌شود؟

روش‌های این نوآوری

‎‎طراحی گهواره تا گهواره (Cradle to Cradle)

‎در این رویکرد محصول از ابتدا طوری طراحی می‌شود که پس از پایان عمر دوباره به چرخه تولید بازگردد.

‎هدف، ‎حذف کامل مفهوم زباله.

زیست‌الهام‌گیری (Biomimicry)

‎الهام از طبیعت برای حل مسائل مهندسی.

‎نمونه‌ها:

 بال هواپیما از پرندگان

 چسب‌های صنعتی از پای مارمولک

 سطوح ضدآب از برگ نیلوفر

اقتصاد چرخشی

‎برخلاف اقتصاد خطی، مواد دائماً در گردش باقی می‌مانند.

طراحی باززاینده (Regenerative Design)

‎این روش از نوآوری سبز هم فراتر می‌رود. ‎هدف فقط کاهش آسیب نیست. بلکه هدف بهبود وضعیت محیط زیست، ‎صنعتی‌سازی همزیستانه است که ‎ضایعات یک کارخانه به ماده اولیه کارخانه دیگر تبدیل می‌شود. ‎یکی از موفق‌ترین نمونه‌ها در شهرهای صنعتی دانمارک اجرا شده است.

بزرگ‌ترین فرصت‌های نوآوری سبز آینده

‎اگر بخواهیم از دید یک پژوهشگر نوآوری به آینده نگاه کنیم، فرصت‌های اصلی در این حوزه عبارت‌اند از:

‎آب:  تصفیه کم‌هزینه،  نمک‌زدایی،  بازیافت آب

‎انرژی:  ذخیره‌سازی انرژی،  باتری‌های نسل جدید، انرژی خورشیدی نوین

‎کشاورزی: کاهش مصرف آب، کودهای زیستی، کشاورزی دقیق

‎مصالح ساختمانی: بتن‌های سبز، مواد زیست‌پایه، ساختمان‌های خودتأمین انرژی

‎مدیریت پسماند: بازیافت پیشرفته، تبدیل زباله به انرژی، پلاستیک‌های زیست‌تخریب‌پذیر

آنچه یک مخترع باید درباره نوآوری سبز بداند

‎اگر بخواهم تنها یک توصیه به مخترعان بدهم، این خواهد بود:

به جای طراحی محصول، جریان مواد و انرژی را طراحی کنید.

‎بسیاری از اختراعات آینده نه از افزودن فناوری‌های بیشتر، بلکه از حذف اتلاف‌ها متولد خواهند شد.

‎اختراعی که:

 آب کمتری مصرف کند

 انرژی کمتری مصرف کند

 طول عمر بیشتری داشته باشد

 قابل تعمیر باشد

 قابل بازیافت باشد

‎در دهه‌های آینده مزیت رقابتی بیشتری خواهد داشت.

‎نوآوری سبز را نباید صرفاً یک شاخه از نوآوری دانست. بلکه باید آن را تغییری در طرز فکر مهندسان، مخترعان و کارآفرینان تلقی کرد. این رویکرد از ما می‌خواهد هنگام طراحی هر محصول، به جای تمرکز صرف بر عملکرد و سودآوری، رابطه آن محصول با اکوسیستم بزرگ‌تر زندگی را نیز در نظر بگیریم.

‎شاید مهم‌ترین درس نوآوری سبز این باشد که طبیعت دشمن صنعت نیست. بلکه معلم آن است. هرچه بیشتر از منطق طبیعت بیاموزیم، راه‌حل‌هایی خلق خواهیم کرد که هم برای انسان سودمندند و هم برای سیاره‌ای که خانه مشترک همه ماست.