نوآوری باز
تصور کنید مخترعی را که در کارگاه خود مشغول ساخت یک فناوری جدید است. درها بستهاند. پردهها کشیده شدهاند. هیچکس از جزئیات کار او خبر ندارد. او معتقد است:
اگر ایدهام را به کسی بگویم، آن را میدزدد.
سالها میگذرد. نمونه اولیه ساخته میشود. ثبت اختراع انجام میشود. اما محصول هرگز به موفقیت بزرگی نمیرسد.
چرا؟
زیرا او تصور میکرد همه چیز را خودش میداند. این داستان فقط درباره یک مخترع نیست. در واقع داستان بسیاری از شرکتهای قرن بیستم است. شرکتهایی که فکر میکردند تمام دانش موردنیاز برای نوآوری باید درون دیوارهای سازمان تولید شود.
اما جهان تغییر کرد. اینترنت آمد. دانشگاهها قدرتمند شدند. استارتاپها متولد شدند. جامعههای تخصصی شکل گرفتند و ناگهان حقیقتی آشکار شد:
هیچ سازمانی، هرچقدر هم بزرگ باشد، نمیتواند همه افراد باهوش دنیا را استخدام کند. از همین نقطه، عصر نوآوری باز آغاز شد.
نوآوری باز چیست؟
نوآوری باز (Open Innovation) رویکردی است که در آن سازمانها، شرکتها و حتی مخترعان میپذیرند که دانش ارزشمند فقط در داخل مجموعه آنها وجود ندارد.
در این رویکرد:
ایدهها میتوانند از بیرون وارد شوند. فناوریها میتوانند خریداری شوند. مشتریان میتوانند در طراحی مشارکت کنند. دانشگاهها میتوانند شریک نوآوری باشند. استارتاپها میتوانند بخشی از راهحل باشند.
نوآوری باز یعنی:
استفاده هدفمند از جریان دانش در داخل و خارج سازمان برای خلق ارزش.
بزرگترین اشتباه در فهم نوآوری باز
بسیاری تصور میکنند نوآوری باز یعنی همه چیز را رایگان در اختیار دیگران قرار دهیم. این برداشت اشتباه است. نوآوری باز به معنای کنار گذاشتن مالکیت فکری نیست. به معنای استفاده هوشمندانه از دانش دیگران و همچنین بهرهبرداری بهتر از دانش خودتان است. در واقع نوآوری باز درباره «اشتراکگذاری بیقیدوشرط» نیست. درباره «همکاری هوشمندانه» است.
لحظهای که جهان عوض شد
سالها شرکتها میلیاردها دلار صرف تحقیق و توسعه میکردند. اما یک سؤال آزاردهنده مطرح شد:
چرا باید هر مسئلهای را خودمان حل کنیم؟
فرض کنید یک فناوری مورد نیاز شما قبلاً در دانشگاهی در ژاپن توسعه یافته باشد. یا یک استارتاپ کوچک در هند راهحل آن را پیدا کرده باشد. یا یک پژوهشگر در آلمان سالها روی آن کار کرده باشد.
آیا منطقی است دوباره از صفر شروع کنید؟
نوآوری باز پاسخ داد: نه.
چرا نوآوری باز به وجود آمد؟
زیرا سرعت تغییر از سرعت سازمانها بیشتر شد. در گذشته:
فناوریها کندتر تغییر میکردند. چرخه عمر محصولات طولانیتر بود. رقابت محدودتر بود.
امروز:
فناوریها با سرعت سرسامآور تغییر میکنند. استارتاپها بازارها را متحول میکنند. دانش در سراسر جهان پراکنده شده است. در چنین شرایطی، منزوی ماندن خطرناک است.
شرکتی که فهمید همه پاسخها را ندارد
در اوایل دهه ۲۰۰۰ شرکت Procter & Gamble با چالش بزرگی مواجه شد. این شرکت هزاران پژوهشگر داشت. اما مدیران متوجه شدند که میلیونها پژوهشگر دیگر خارج از شرکت وجود دارند. برنامهای با نام Connect + Develop ایجاد شد. فلسفه آن ساده بود:
به جای اختراع همه چیز در داخل شرکت، از نوآوران بیرونی نیز کمک بگیریم.
نتیجه؟
صدها محصول جدید و میلیاردها دلار درآمد اضافی.
نوآوری باز در دنیای واقعی چگونه اتفاق میافتد؟
برخلاف تصور بسیاری از افراد، نوآوری باز فقط بین شرکتها رخ نمیدهد. این مدل اشکال مختلفی دارد که در ادامه بررسی میکنیم.
مشتری به عنوان نوآور
گاهی بهترین ایدهها از مشتریان میآیند. بسیاری از کاربران محصولات را به شیوهای استفاده میکنند که طراحان هرگز تصور نکردهاند. این رفتارها میتوانند منبع نوآوری باشند.
دانشگاه به عنوان شریک
بسیاری از فناوریهای پیشرفته ابتدا در دانشگاهها متولد میشوند. شرکتهای هوشمند به جای رقابت با دانشگاهها، با آنها همکاری میکنند.
استارتاپ به عنوان آزمایشگاه
استارتاپها سریعتر از شرکتهای بزرگ حرکت میکنند. به همین دلیل بسیاری از شرکتها به جای توسعه داخلی برخی فناوریها، در استارتاپها سرمایهگذاری میکنند.
جامعه کاربران
برخی از ارزشمندترین نوآوریهای جهان توسط جوامع کاربری شکل گرفتهاند. گاهی هزاران نفر روی یک مسئله کار میکنند و راهحلهایی خلق میکنند که یک تیم کوچک هرگز به آنها نمیرسد.
نوآوری باز فقط برای شرکتهای بزرگ نیست
این نکته برای مخترعان بسیار مهم است. بسیاری از افراد تصور میکنند نوآوری باز فقط برای شرکتهای چندملیتی کاربرد دارد. اما حقیقت برعکس است. یک مخترع مستقل بیشتر از هر کس دیگری به نوآوری باز نیاز دارد.
چرا؟
زیرا او:
سرمایه محدود دارد. زمان محدود دارد. منابع محدود دارد. بنابراین نمیتواند همه چیز را خودش انجام دهد.
فرآیند نوآوری باز
نوآوری باز معمولاً از یک مسیر مشخص عبور میکند.
مرحله اول: پذیرش ندانستن
این سختترین مرحله است. سازمان باید بپذیرد:
ممکن است بهترین پاسخ خارج از سازمان ما باشد.
مرحله دوم: تعریف مسئله
قبل از جستجوی شریک باید مسئله را دقیق تعریف کرد. نوآوری باز با سؤالهای مبهم شکست میخورد.
مرحله سوم: جستجوی دانش
اکنون زمان جستجو فرا میرسد. این جستجو در دانشگاهها، استارتاپها، پژوهشگاهها، شبکههای تخصصی، مشتریان
مرحله چهارم: ارزیابی
همه ایدهها ارزشمند نیستند. باید بررسی شوند از لحاظ امکانپذیری فنی، هزینه، مالکیت فکری، مزیت رقابتی و …
مرحله پنجم: ادغام
دانش بیرونی باید با دانش داخلی ترکیب شود. اینجاست که ارزش واقعی خلق میشود.
مرحله ششم: تجاریسازی
هدف نهایی همچنان خلق ارزش اقتصادی یا اجتماعی است.
روشهای اجرایی نوآوری باز
هر سازمان نوآوری باز را به شکل متفاوتی اجرا میکند. اما برخی روشها رایجتر هستند.
مسابقات نوآوری: یک مسئله مطرح میشود. هزاران نفر راهحل ارائه میکنند. گاهی بهترین پاسخ از فردی میآید که هرگز در صنعت موردنظر کار نکرده است.
پلتفرمهای ایدهپردازی: سازمانها بستری ایجاد میکنند تا افراد ایدههای خود را ارائه دهند.
شتابدهندهها: شرکتهای بزرگ با استارتاپها همکاری میکنند.
سرمایهگذاری شرکتی: برخی شرکتها در استارتاپهای نوآور سرمایهگذاری میکنند.
همکاری تحقیقاتی: دانشگاه و صنعت روی یک مسئله مشترک کار میکنند.
ارتباط نوآوری باز با اختراع
اینجا به مهمترین بخش مقاله میرسیم.
زیرا بسیاری از مخترعان هنوز در ذهنیت قرن بیستم زندگی میکنند.
آنها فکر میکنند:
همه چیز را باید خودشان بدانند.
همه چیز را باید خودشان بسازند.
همه چیز را باید خودشان حل کنند.
اما موفقترین مخترعان امروز چنین نیستند.
آنها شبکه میسازند.
پنج کاربرد نوآوری باز برای مخترعان
پیدا کردن شریک فنی: گاهی مشکل اصلی شما قبلاً توسط فرد دیگری حل شده است.
اعتبارسنجی سریعتر: مشتریان میتوانند قبل از ساخت محصول بازخورد بدهند.
کاهش هزینه تحقیق و توسعه: همه چیز را لازم نیست از صفر بسازید.
دسترسی به فناوریهای مکمل: اختراع شما ممکن است برای موفقیت به فناوریهای دیگری نیاز داشته باشد.
ورود سریعتر به بازار: همکاری با بازیگران موجود میتواند زمان تجاریسازی را کاهش دهد.
بزرگترین ترس مخترعان
بسیاری از مخترعان از نوآوری باز میترسند. زیرا نگران دزدیده شدن ایده هستند. این نگرانی تا حدی طبیعی است. اما تجربه نشان داده است که بیشتر اختراعات به دلیل پنهانکاری بیش از حد شکست میخورند، نه به دلیل افشای بیش از حد. ایدهای که هیچکس درباره آن نداند، به سختی رشد میکند.
آنچه نوآوری باز نیست
نوآوری باز به معنای:
سادهلوح بودن نیست.
کنار گذاشتن پتنت نیست.
افشای همه اطلاعات نیست.
از دست دادن کنترل نیست.
بلکه به معنای ایجاد مرزهای هوشمند است.
آینده نوآوری باز
جهان به سمت شبکهای شدن حرکت میکند. در آینده شرکتها کمتر شبیه قلعه خواهند بود. بیشتر شبیه اکوسیستم خواهند شد. مزیت رقابتی فقط در داشتن دانش نخواهد بود. بلکه در توانایی اتصال دانشها خواهد بود.
نوآوری باز را میتوان گذار از عصر انحصار دانش به عصر جریان دانش دانست. این رویکرد بر این باور است که ارزشمندترین ایدهها لزوماً در داخل یک سازمان یا ذهن یک مخترع شکل نمیگیرند، بلکه در تعامل میان افراد، سازمانها و شبکههای مختلف متولد میشوند. در دنیایی که دانش با سرعتی بیسابقه تولید و منتشر میشود، توانایی دسترسی به ایدههای بیرونی و ترکیب آنها با قابلیتهای داخلی به یک مزیت رقابتی اساسی تبدیل شده است.
برای مخترعان، نوآوری باز بیش از آنکه یک مدل مدیریتی باشد، یک طرز فکر است. طرز فکری که میگوید لازم نیست همه پاسخها را خودتان بدانید. گاهی مهمترین مهارت یک مخترع نه حل مسئله، بلکه پیدا کردن افرادی است که بخشی از راهحل را در اختیار دارند.
پیشنهاد: مطالعه مقاله ” انواع روشهای ایدهپردازی“
خانه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.