کاربرد اختراع: کاربرد جدید برای اختراع شما
وقتی بازار برای اختراع شما کاربرد دیگری پیدا میکند
چگونه از «کاربرد ناخواسته» به فرصت تجاری و مزیت رقابتی برسیم؟
بسیاری از مخترعان تصور میکنند ارزش اختراع دقیقاً همان چیزی است که هنگام طراحی آن در ذهن داشتهاند: یک مسئله، یک راهحل و یک بازار هدف. اما تاریخ نوآوری نشان میدهد که سرنوشت واقعی بسیاری از فناوریها را نه فقط مخترع، بلکه کاربران، بازار، فرهنگ، رقبا و شرایط بیرونی تعیین میکنند.
دینامیت برای تسهیل معدنکاری و پروژههای عمرانی ساخته شد، اما به فناوری جنگی هم تبدیل شد. تهویه مطبوع در ابتدا برای کنترل رطوبت یک چاپخانه طراحی شد، اما بعدتر سبک زندگی، معماری و حتی الگوهای سکونت در مناطق گرم را تغییر داد. وب جهانگستر نیز ابتدا ابزاری برای اشتراکگذاری اطلاعات میان پژوهشگران بود، اما به زیرساخت تجارت، رسانه، تبلیغات و شبکههای اجتماعی جهانی تبدیل شد.
این واقعیت برای هر مخترع، استارتاپ و صاحب فناوری یک پیام روشن دارد:
اختراع شما فقط برای مسئلهای که امروز حل میکند ارزشمند نیست. ممکن است فردا در بازار یا صنعتی دیگر، برای مسئلهای مهمتر ارزش ایجاد کند.
این مقاله به شما کمک میکند کاربردهای جدید و پیشبینینشده اختراع خود را کشف، ارزیابی و مدیریت کنید. بدون آنکه در دام توسعه بیهدف یا ریسکهای حقوقی و اخلاقی گرفتار شوید.
کاربرد اختراع چیست و چرا تغییر میکند؟
کاربرد اختراع یعنی شیوهای که یک محصول، فرایند، ماده، دستگاه یا فناوری برای حل یک مسئله به کار میرود. اما میان «کاربرد موردنظر مخترع» و «کاربردی که بازار در عمل پیدا میکند» فاصله زیادی وجود دارد.
مخترع معمولاً از نقطهای مشخص شروع میکند:
– یک درد یا مسئله را مشاهده میکند.
– برای آن راهحل فنی طراحی میکند.
– محصول یا فناوری را توسعه میدهد.
– بازار اولیهای را برای آن در نظر میگیرد.
اما پس از ورود فناوری به بازار، کاربران ممکن است ویژگی دیگری از محصول را ارزشمندتر بدانند. یک شرکت ممکن است آن را برای فرایندی متفاوت به کار بگیرد. یک صنعت ممکن است همان فناوری را با تغییر جزئی، به راهحلی برای مسئلهای کاملاً تازه تبدیل کند.
بنابراین، کاربرد واقعی اختراع اغلب حاصل تعامل میان سه عامل است:
نیت مخترع: اختراع برای حل چه مسئلهای ساخته شد؟ نقطه شروع و کاربرد اولیه را مشخص میکند
رفتار کاربر: مشتری واقعاً چگونه از آن استفاده میکند؟ کاربردهای پنهان، میانبرها و نیازهای جدید را آشکار میکند
منطق بازار: چه کسی حاضر است برای چه ارزشی پول پرداخت کند؟ تعیین میکند کدام کاربرد به محصول و کسبوکار پایدار تبدیل شود
به همین دلیل، در بازاریابی اختراع نباید فقط بپرسید: «این محصول چه کاری انجام میدهد؟» سؤال دقیقتر این است:
این فناوری، برای چه گروهی، در چه موقعیتی، کدام مسئله مهم را بهتر، سریعتر، ارزانتر یا ایمنتر حل میکند؟
چرا اختراعات به کاربردهای پیشبینینشده میرسند؟
تغییر کاربرد یک فناوری اتفاقی کاملاً تصادفی نیست. در بسیاری از موارد، الگوهای مشخصی پشت آن وجود دارد.
1- مشتری ارزشی متفاوت از ارزش موردنظر مخترع پیدا میکند
ممکن است شما محصولی را برای یک مزیت طراحی کرده باشید، اما مشتری آن را به دلیل مزیتی دیگر بخرد.
برای مثال، یک ابزار دیجیتال ممکن است با هدف «افزایش سرعت کار» طراحی شود، اما مشتریان آن را به دلیل «کاهش خطا»، «ثبت مستندات» یا «کاهش وابستگی به نیروی متخصص» ارزشمند بدانند.
در این شرایط، پیام بازاریابی اولیه شما احتمالاً با دلیل واقعی خرید مشتری همخوان نیست. اگر این نشانه را نادیده بگیرید، ممکن است روی مزیتی تبلیغ کنید که برای بازار اولویت ندارد.
اقدام کاربردی:
در مصاحبه با مشتریان نپرسید «آیا محصول ما را دوست دارید؟» بلکه بپرسید:
– آخرین بار دقیقاً در چه موقعیتی از محصول استفاده کردید؟
– پیش از استفاده از این راهحل، چه کاری انجام میدادید؟
– مهمترین نتیجهای که از استفاده محصول گرفتید چه بود؟
– اگر محصول ما دیگر در دسترس نبود، از چه جایگزینی استفاده میکردید؟
– برای کدام ویژگی حاضر هستید هزینه بیشتری بپردازید؟
پاسخها ممکن است نشان دهند بازار شما با بازار ذهنی اولیهتان تفاوت دارد.
2- یک فناوری دارای قابلیت کاربرد دوگانه است
فناوری دوگانه یا Dual-Use Technology به فناوریای گفته میشود که میتواند در بیش از یک زمینه استفاده شود. برای نمونه، کاربرد مدنی و نظامی، پزشکی و صنعتی، آموزشی و امنیتی، یا مصرفی و تخصصی.
اما کاربرد دوگانه فقط به فناوریهای نظامی محدود نیست. برای مثال:
– یک نرمافزار آموزشی میتواند به ابزار ارزیابی و استخدام تبدیل شود.
– یک حسگر سلامت میتواند در مراقبت سالمندان، ورزش حرفهای یا بیمه کاربرد پیدا کند.
– یک ابزار تحلیل تصویر ممکن است در کشاورزی، پزشکی، کنترل کیفیت صنعتی و امنیت استفاده شود.
– یک بازی آموزشی میتواند در مدرسه، آموزش سازمانی، توانبخشی شناختی یا تحقیقات رفتار مصرفکننده به کار رود.
اقدام کاربردی:
برای اختراع خود یک نقشه کاربرد دوگانه ترسیم کنید. در مرکز نقشه، «توانمندی فنی» محصول را بنویسید، نه نام محصول یا بازار فعلی آن.
مثلاً به جای نوشتن «دستگاه کنترل کیفیت بستهبندی»، بنویسید:
تشخیص سریع خطا و ناهنجاری در سطح اجسام با استفاده از تصویر.
سپس بررسی کنید این توانمندی در چه صنایع دیگری کاربرد دارد: دارو، غذا، قطعات خودرو، لجستیک، بازیافت، آزمایشگاه یا آموزش فنی.
3- بازار جدید از بازار اولیه بزرگتر یا آمادهتر است
گاهی فناوری در بازار اولیه با مقاومت روبهرو میشود. مشتری بودجه ندارد، رفتار خرید تثبیتشده است، استانداردها مانع هستند یا هزینه آموزش کاربر بالاست. اما همان فناوری در یک بازار دیگر، درد فوریتر و مشتری آمادهتری پیدا میکند.
تهویه مطبوع ابتدا برای یک مسئله صنعتی بسیار مشخص—کنترل رطوبت در چاپ—توسعه یافت، اما بعدها به محصولی فراگیر برای کنترل آسایش و دمای محیط تبدیل شد.
برای یک نوآور، نکته مهم این است که بازار اولیه همیشه بهترین بازار ورود نیست.
نشانههای یک بازار جایگزین بهتر
– مسئله برای مشتری فوریت بیشتری دارد.
– هزینه حل نکردن مسئله بالاست.
– مشتری قدرت خرید و بودجه مشخص دارد.
– چرخه تصمیمگیری کوتاهتر است.
– استاندارد یا مقررات، استفاده از راهحل را تقویت میکند.
– رقبا راهحل ضعیفتر، گرانتر یا پیچیدهتری ارائه میدهند.
– محصول شما بدون تغییر اساسی قابل استفاده است.
چگونه کاربردهای تازه اختراع را کشف کنیم؟
کشف بازار جدید نباید بر پایه حدسهای جذاب اما بیپشتوانه انجام شود. به جای فهرستکردن دهها صنعت احتمالی، باید کاربردها را مرحلهبهمرحله کشف و اعتبارسنجی کنید.
گام اول: اختراع را به زبان «قابلیت» بازنویسی کنید
بسیاری از مخترعان محصولشان را با نام و شکل فعلی آن معرفی میکنند. این روش ذهن را محدود میکند.
به جای این جمله:
ما یک دستگاه قابلحمل برای اندازهگیری کیفیت آب ساختهایم.
قابلیت را اینگونه تعریف کنید:
ما امکان تشخیص سریع و نسبتاً کمهزینه شاخصهای مشخص کیفیت مایعات را در محل فراهم میکنیم.
حالا کاربردهای احتمالی بیشتری دیده میشوند: کشاورزی، صنایع غذایی، استخرها، آزمایشگاههای سیار، مدیریت بحران، گردشگری، آکواریوم، کنترل فرایند صنعتی یا آموزش عملی.
گام دوم: مسئله را از راهحل جدا کنید
یک اشتباه رایج این است که مخترع مسئله را با راهحل خودش تعریف میکند. مثلاً میگوید:
مشتریان به دستگاه من نیاز دارند.
اما مشتری به دستگاه نیاز ندارد. مشتری به نتیجه نیاز دارد. شاید به کاهش هزینه، سرعت بیشتر، کاهش خطا، کنترل ریسک، راحتی یا اعتبار حرفهای نیاز داشته باشد.
برای هر کاربرد احتمالی، این چهار سؤال را بنویسید:
– کاربر چه کاری را امروز با سختی انجام میدهد؟
– هزینه مالی، زمانی یا اعتباری حلنشدن این مسئله چیست؟
– راهحلهای فعلی کداماند و چرا ناکافیاند؟
– فناوری شما دقیقاً کدام بخش از این وضعیت را بهتر میکند؟
گام سوم: رفتار واقعی کاربران را مشاهده کنید
کاربران اغلب در مصاحبه میگویند چه چیزی را «فکر میکنند» انجام میدهند، اما مشاهده رفتار واقعی معمولاً اطلاعات دقیقتری میدهد.
به این نشانهها توجه کنید:
– آیا کاربر محصول را برای هدفی غیر از راهنمای رسمی استفاده میکند؟
– آیا کاربر بخشی از محصول را نادیده میگیرد اما روی یک ویژگی خاص تأکید دارد؟
– آیا برای حل یک مسئله، محصول را با ابزارهای دیگر ترکیب میکند؟
– آیا مشتری برای استفاده از محصول راهحل دستی یا میانبر ساخته است؟
– آیا بخشی از مشتریان از محصول در زمان یا محیطی متفاوت استفاده میکنند؟
این رفتارها میتوانند سرنخ یک بازار جدید باشند.
گام چهارم: کاربردها را امتیازدهی کنید
هر کاربرد تازه ارزش تجاری ندارد. برای جلوگیری از پراکندگی، کاربردهای کشفشده را با یک ماتریس ساده ارزیابی کنید.
فرصت تجاری یا خطر پنهان؟
کاربرد جدید همیشه خبر خوب نیست. گاهی بازار فناوری را به مسیری هدایت میکند که پیامدهای ناخواسته جدی دارد.
بنابراین، پیش از ورود به یک کاربرد تازه، فقط اندازه بازار را نسنجید. این چهار دسته ریسک را نیز بررسی کنید.
ریسک حقوق مالکیت فکری
ممکن است کاربرد تازه خارج از محدوده ادعاهای پتنت شما باشد. داشتن پتنت برای یک دستگاه یا فرایند، الزاماً به این معنا نیست که همه کاربردهای آینده آن نیز پوشش داده شدهاند.
همچنین ممکن است برای ورود به بازار جدید با پتنتهای دیگران روبهرو شوید. در اینجا باید میان دو پرسش تفاوت بگذارید:
– آیا میتوانم از دیگران جلوگیری کنم که فناوری من را در این کاربرد استفاده کنند؟
– آیا خودم آزادی عمل دارم که فناوری را در این بازار عرضه کنم؟
پرسش اول به دامنه حقوق انحصاری پتنت شما مربوط است. پرسش دوم به ارزیابی Freedom to Operate یا آزادی عمل تجاری مربوط میشود.
ریسک ایمنی و مسئولیت محصول
ممکن است یک محصول در بازار اولیه کمخطر باشد، اما در کاربرد تازه پیامد ایمنی داشته باشد.
برای نمونه، یک ابزار اندازهگیری که در آموزش قابلقبول است، اگر برای تصمیمگیری درمانی یا ایمنی صنعتی استفاده شود، ممکن است نیازمند دقت، کالیبراسیون، مستندسازی، هشدارهای روشن و کنترل کیفیت بسیار جدیتری باشد.
ریسک اخلاقی و اعتباری
حتی اگر استفاده جدید قانونی باشد، شاید با ارزشهای برند، اعتماد مشتری یا مسئولیت اجتماعی کسبوکار شما ناسازگار باشد.
پیش از توسعه بازار تازه بپرسید:
– اگر کاربرد جدید در رسانهها مطرح شود، آیا میتوانیم از آن دفاع کنیم؟
– آیا احتمال سوءاستفاده از فناوری وجود دارد؟
– آیا مشتریان اصلی ما این استفاده را پذیرفته میدانند؟
– آیا باید محدودیت قراردادی، آموزش کاربر یا طراحی ایمنتر در نظر بگیریم؟
ریسک پیام بازاریابی
ورود همزمان به بازارهای بسیار متفاوت ممکن است برند را مبهم کند. اگر محصولی هم برای مدارس، هم کارخانهها، هم بیماران و هم نهادهای امنیتی معرفی شود، مخاطب ممکن است متوجه نشود دقیقاً ارزش اصلی آن چیست.
راهحل معمول، ساختن یک پیشنهاد ارزش مستقل برای هر بازار است. نه استفاده از یک پیام تبلیغاتی یکسان برای همه.
چگونه برای هر کاربرد پیشنهاد ارزش بسازیم؟
یک فناوری میتواند ثابت بماند، اما پیام و محصول نهایی برای هر بازار باید تغییر کند.
فرض کنید فناوری شما یک سیستم هوشمند تشخیص ناهنجاری در تصاویر است. هسته فنی شاید مشابه باشد، اما مشتریان مختلف این مزایا را میخواهند:
کارخانه: خطای تولید و دوبارهکاری
کشاورزی: شناسایی دیرهنگام آفت یا بیماری
آزمایشگاه: زمانبر بودن بررسی دستی نمونهها
همه این بازارها به «هوش مصنوعی تشخیص تصویر» علاقه ندارند. آنها به کاهش خطا، کاهش خسارت، افزایش سرعت، صرفهجویی، بهبود تصمیمگیری یا ارتقای کیفیت نیاز دارند.
پس در بازاریابی اختراع، ابتدا نتیجه قابل اندازهگیری را بفروشید و سپس فناوری را توضیح دهید.
مقاله “چگونه ارزش پیشنهادی اختراع خود را پیدا کنیم؟” را مطالعه کنید.
چکلیست ارزیابی بازار دوم
پیش از آنکه برای یک کاربرد جدید هزینه توسعه، ثبت پتنت تکمیلی، تولید محتوا یا کمپین تبلیغاتی انجام دهید، به این پرسشها پاسخ دهید:
– آیا این بازار واقعاً مسئلهای دارد که فناوری ما حل میکند؟
– آیا شواهدی از رفتار واقعی مشتری یا درخواست بازار داریم؟
– مشتری اکنون برای حل مسئله چه میکند و چقدر هزینه میدهد؟
– آیا راهحل ما حداقل یک مزیت قابلاندازهگیری دارد؟
– آیا محصول باید برای این بازار تغییر فنی، طراحی، بستهبندی یا گواهی جدید بگیرد؟
– چه استاندارد، مجوز، بیمه، مسئولیت یا الزام قراردادی وجود دارد؟
– آیا ادعاهای پتنت فعلی ما این کاربرد یا شکل اجرای آن را پوشش میدهند؟
– آیا پتنت یا حق دیگری میتواند مانع ورود ما شود؟
– تصمیمگیرنده، کاربر و پرداختکننده در این بازار چه کسانی هستند؟
– آیا میتوانیم در کمتر از ۶۰ تا ۹۰ روز یک آزمون بازار کمهزینه اجرا کنیم؟
– اگر بازار موفق شد، آیا توان تولید، پشتیبانی و فروش در آن را داریم؟
– بدترین پیامد استفاده نادرست از محصول در این بازار چیست و چگونه کنترل میشود؟
اگر پاسخ شما به چند سؤال کلیدی هنوز مبهم است، بهجای ورود کامل به بازار، یک آزمایش محدود بازار طراحی کنید.
جمعبندی
اختراع موفق فقط اختراعی نیست که از نظر فنی کار کند. اختراعی است که بتواند در یک بازار واقعی، برای یک مسئله مهم، ارزش قابلفهم و قابلپرداخت ایجاد کند.
کاربرد پیشبینینشده میتواند به بازار دوم، درآمد تازه، مزیت رقابتی و حتی بازتعریف کامل محصول منجر شود. اما همین مسیر ممکن است خطرهای حقوقی، ایمنی، اخلاقی و اعتباری ایجاد کند. بنابراین راه درست نه نادیدهگرفتن استفادههای تازه است و نه دنبالکردن هر ایده جذاب. بلکه کشف، امتیازدهی، آزمون محدود و تصمیمگیری بر پایه شواهد است.
اگر میخواهید یک سؤال را از این مقاله با خود ببرید، این باشد:
مشتریان امروز از اختراع من دقیقاً برای چه کاری استفاده میکنند که شاید من هنوز آن را بهعنوان بازار اصلی ندیدهام؟
پاسخ این سؤال میتواند نقطه شروعی برای کشف بازارهای پنهان، طراحی پتنتهای تکمیلی، توسعه محصول و ساخت پیام بازاریابی مؤثرتر باشد.
خانه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.