نوآوری مدل کسب‌و‌کار

آنچه این روزها زیاد شاهد آن هستیم، تقلید است. شرکت‌ها و افراد بسیاری را می‌بینیم که از محصولات یکدیگر تقلید می‌کنند. اما تنها یکی از آنها در این نبرد و رقابت پیروز می‌شود و بازار را به دست می‌گیرد.

در بسیاری از صنایع، تقلید محصول آسان است، اما تقلید مدل کسب‌وکار بسیار دشوارتر است. به همین دلیل شرکت‌های موفق تلاش می‌کنند علاوه بر نوآوری محصول، مدل کسب‌وکار خود را نیز بهبود دهند.

بسیاری از مردم تصور می‌کنند موفقیت شرکت‌های بزرگ جهان ناشی از محصولات برتر یا فناوری‌های پیشرفته آن‌هاست. اگرچه فناوری و محصول اهمیت زیادی دارند، اما در بسیاری از موارد عامل اصلی موفقیت، «نوآوری در مدل کسب‌وکار» بوده است.

شرکت‌های بزرگی مانند نتفلیکس، اوبر، ایر‌بی‌ان‌بی و حتی اپل تنها به دلیل داشتن فناوری بهتر موفق نشدند. بلکه توانستند روش خلق، ارائه و کسب ارزش را تغییر دهند. آن‌ها قواعد سنتی بازار را بازنویسی کردند و مدل‌های جدیدی برای درآمدزایی، ارتباط با مشتری و ارائه ارزش ایجاد نمودند.

تعریف نوآوری مدل کسب‌وکار

نوآوری مدل کسب‌وکار به ایجاد یا تغییر اساسی در نحوه خلق ارزش، ارائه ارزش و کسب درآمد توسط یک سازمان گفته می‌شود.

به عبارت دیگر، این نوآوری پاسخ جدیدی به سه سؤال اساسی ارائه می‌دهد:

1-  برای چه کسی ارزش ایجاد می‌کنیم؟

2-  چگونه ارزش را ارائه می‌کنیم؟

3- چگونه از این ارزش درآمد کسب می‌کنیم؟

اگر محصول را «آنچه می‌فروشیم» بدانیم، مدل کسب‌وکار «شیوه کسب درآمد از آن» است.

بنابراین ممکن است دو شرکت محصول مشابهی داشته باشند اما به دلیل تفاوت در مدل کسب‌وکار، نتایج کاملاً متفاوتی کسب کنند.

 اجزای مدل کسب‌وکار

برای درک بهتر نوآوری مدل کسب‌وکار، ابتدا باید اجزای اصلی آن را بشناسیم.

مشتریان هدف

چه کسانی مشتری ما هستند؟

 ارزش پیشنهادی

چه مشکلی را حل می‌کنیم؟

 کانال‌های توزیع

چگونه به مشتری دسترسی پیدا می‌کنیم؟

 ارتباط با مشتری

چگونه مشتری را حفظ می‌کنیم؟

 جریان درآمدی

چگونه درآمد کسب می‌کنیم؟

 منابع کلیدی

برای فعالیت به چه منابعی نیاز داریم؟

 فعالیت‌های کلیدی

چه کارهایی باید انجام دهیم؟

 شرکای کلیدی

چه کسانی به موفقیت ما کمک می‌کنند؟

 ساختار هزینه

هزینه‌های اصلی ما چیست؟

نوآوری در هر یک از این بخش‌ها یا چند بخش، می‌تواند منجر به نوآوری مدل کسب‌وکار شود.

نمونه نوآوری مدل کسب‌وکار که بعد از ابداع آنها توسط شرکت‌های مرتبط، آن شرکت‌ها توانستند به سود بسیار زیادی برسند، با هم بررسی می‌کنیم.

1-  مدل اشتراکی

در این مدل مشتری به جای خرید دائمی، حق اشتراک پرداخت می‌کند. نمونه آن شرکت‌های نتفلیکس و سرویس‌های پخش آنلاین فیلم هستند که باعث درآمد پایدار و افزایش وفاداری مشتری شدند.

2-  مدل فریمیوم

بخشی از خدمات رایگان است و امکانات پیشرفته پولی هستند. نمونه آن اسپاتیفای و بسیاری از نرم‌افزارهای آنلاین است.

3-  مدل پلتفرمی

شرکت واسطه‌ای میان عرضه‌کنندگان و متقاضیان ایجاد می‌کند. نمونه آن اوبر، ایر‌بی‌ان‌بی و بازارهای آنلاین.

4-  مدل پرداخت به ازای استفاده

مشتری فقط برای میزان مصرف خود هزینه پرداخت می‌کند. نمونه آن خدمات رایانش ابری است.

5-  مدل اجاره به جای مالکیت

به جای فروش محصول، امکان استفاده موقت فراهم می‌شود. نمونه آن اجاره خودرو یا تجهیزات صنعتی است.

6-  مدل مستقیم به مصرف‌کننده

حذف واسطه‌ها و فروش مستقیم است که بسیاری از برندهای اینترنتی مدرن از آن استفاده می‌کنند.

 نمونه‌های واقعی نوآوری مدل کسب‌وکار

نسپرسو

قبل از نسپرسو، مردم قهوه را به صورت بسته‌ای خریداری می‌کردند. نوآوری اصلی نسپرسو خود دستگاه قهوه نبود. بلکه مدل کسب‌وکار آن بود:

 فروش دستگاه با سود کم

 فروش مستمر کپسول‌های اختصاصی با سود بالا

در واقع درآمد اصلی از مصرف مداوم کپسول‌ها ایجاد شد.

ایکیا( IKEA)

ایده ایکیا فقط فروش مبلمان نبود. مدل کسب‌وکار آن که:

 مشتری خودش کالا را حمل می‌کند.

 مشتری خودش محصول را مونتاژ می‌کند.

 انبارداری و لجستیک ساده‌تر می‌شود.

بنابراین باعث کاهش چشمگیر هزینه و  قیمت پایین‌تر برای مشتری شد.

زارا

بسیاری فکر می‌کنند موفقیت زارا به طراحی لباس مربوط است. اما نوآوری اصلی در مدل کسب‌وکار بود. مدل کسب و کار آنها به این صورت بود:

 تولید محدود

 عرضه سریع

 تغییر مداوم محصولات

زارا چرخه طراحی تا فروش را از چند ماه به چند هفته کاهش داد.

  ژیلت

ژیلت دسته تیغ را ارزان می‌فروشد اما از فروش مداوم تیغه‌ها درآمد اصلی را کسب می‌کند. این مدل به «تیغ و دسته تیغ» مشهور شده است.

اینها برخی از نمونه‌ها در دنیای واقعی هستند که توانستند با نوآوری در مدل کسب‌وکار خود، به سودآوری برسند.

فرآیند نوآوری مدل کسب‌وکار

این نوآوری معمولاً از چند مرحله تشکیل می‌شود.

مرحله اول: شناخت بازار

درک عمیق از:

مشتریان

رقبا

فناوری‌ها

روندهای بازار

ضروری است.

مرحله دوم: تحلیل مدل فعلی

باید مشخص شود:

درآمد از کجا می‌آید؟

هزینه‌ها کجا صرف می‌شوند؟

چه نقاط ضعفی وجود دارد؟

مرحله سوم: شناسایی فرصت‌ها

فرصت‌ها ممکن است از موارد زیر ایجاد شوند:

فناوری‌های جدید

تغییر رفتار مشتریان

تغییر قوانین

ظهور بازارهای جدید

مرحله چهارم: طراحی مدل‌های جایگزین

در این مرحله چند مدل مختلف طراحی می‌شود.

مثال:

فروش محصول

اجاره محصول

اشتراک ماهانه

پرداخت به ازای استفاده

مرحله پنجم: آزمایش مدل

قبل از اجرای کامل باید مدل در مقیاس کوچک آزمایش شود.

مرحله ششم: توسعه و مقیاس‌سازی

پس از موفقیت اولیه، مدل در کل بازار پیاده‌سازی می‌شود.

روش‌های انجام نوآوری مدل کسب‌وکار

بوم مدل کسب‌وکار

یکی از مشهورترین ابزارها برای طراحی مدل کسب‌وکار است.

این ابزار به مدیران کمک می‌کند اجزای مدل را به صورت یکپارچه مشاهده کنند.

تفکر طراحی

کمک می‌کند مدل کسب‌وکار بر اساس نیاز واقعی مشتری شکل بگیرد.

تحلیل زنجیره ارزش

بررسی می‌کند ارزش در کدام بخش‌ها ایجاد یا از بین می‌رود.

تحلیل روندها

بررسی تغییرات فناوری، اجتماعی و اقتصادی برای کشف فرصت‌های جدید.

الگوبرداری

مطالعه مدل‌های موفق در صنایع دیگر.

 تغییر واحد ارزش

سؤال:

مشتری واقعاً چه چیزی می‌خرد؟

مثال:

مشتری دریل نمی‌خرد؛ سوراخ می‌خرد.

بنابراین می‌توان به جای فروش دریل، خدمات سوراخ‌کاری ارائه کرد.

 تغییر مکان درآمدزایی

مثال:

تیغ ژیلت ارزان است اما تیغه‌ها سود اصلی را ایجاد می‌کنند.

در این روش بررسی می‌شود:

آیا می‌توان درآمد را از بخش دیگری کسب کرد؟

 تبدیل مالکیت به دسترسی

مثال:

 اجاره خودرو

اجاره نرم‌افزار

 اشتراک موسیقی

امروزه بسیاری از مشتریان به جای مالکیت، دسترسی می‌خواهند.

 استفاده از دارایی‌های بلااستفاده

مثال:

خانه‌های خالی در ایر‌بی‌ان‌بی

سؤال کلیدی:

چه دارایی بلااستفاده‌ای در جامعه وجود دارد؟

تبدیل هزینه به سرمایه

مثال:

برخی شرکت‌ها تجهیزات را رایگان نصب می‌کنند و از محل صرفه‌جویی انرژی درآمد کسب می‌کنند.

بسیاری از نوآوری‌های بزرگ از انتقال یک مدل موفق از صنعتی به صنعت دیگر شکل گرفته‌اند.

ارتباط نوآوری مدل کسب‌وکار با اختراع

این بخش برای مخترعان اهمیت ویژه‌ای دارد.

بسیاری از مخترعان تصور می‌کنند موفقیت تنها به کیفیت اختراع بستگی دارد.

در حالی که تاریخ نشان داده است:

اختراع خوب + مدل کسب‌وکار ضعیف = شکست

اختراع متوسط + مدل کسب‌وکار قوی = موفقیت

برای مثال بسیاری از فناوری‌های نوآورانه به دلیل نداشتن مدل درآمدی مناسب شکست خورده‌اند.

بنابراین مخترع باید علاوه بر توسعه فناوری، درباره نحوه کسب درآمد از آن نیز فکر کند.

اشتباهات رایج در نوآوری مدل کسب‌وکار

تمرکز بیش از حد بر محصول

بسیاری از شرکت‌ها محصول را بهبود می‌دهند اما مدل درآمدی را تغییر نمی‌دهند.

تقلید کورکورانه

مدلی که در یک صنعت موفق بوده، لزوماً در صنعت دیگر موفق نیست.

نادیده گرفتن رفتار مشتری

اگر مشتری حاضر به پذیرش مدل جدید نباشد، نوآوری شکست خواهد خورد.

نبود آزمایش اولیه

اجرای مستقیم مدل جدید بدون آزمایش می‌تواند هزینه‌های سنگینی ایجاد کند.

نکاتی که هر فرد باید درباره این نوآوری بداند

۱. بسیاری از بزرگ‌ترین نوآوری‌های جهان، فناوری جدید نبوده‌اند بلکه مدل کسب‌وکار جدید بوده‌اند.

۲. مشتری محصول نمی‌خرد. مشتری ارزش می‌خرد.

۳. گاهی تغییر در نحوه درآمدزایی سودآورتر از تغییر محصول است.

۴. مدل کسب‌وکار می‌تواند مهم‌تر از فناوری باشد.

۵. بهترین مدل‌های کسب‌وکار معمولاً مشکلاتی را حل می‌کنند که دیگران آن‌ها را بدیهی فرض کرده‌اند.

۶. نوآوری مدل کسب‌وکار برای استارتاپ‌ها و مخترعان به اندازه نوآوری فنی اهمیت دارد.

بنابراین این نوآوری یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحول سازمانی و رقابتی است. این نوع نوآوری بر تغییر در نحوه خلق، ارائه و کسب ارزش تمرکز دارد و می‌تواند حتی بدون توسعه فناوری جدید، صنایع کامل را دگرگون کند. تجربه شرکت‌هایی مانند نتفلیکس، اوبر، ایر‌بی‌ان‌بی و ژیلت نشان می‌دهد که موفقیت پایدار اغلب نتیجه مدل‌های کسب‌وکار خلاقانه است، نه صرفاً محصولات برتر.

برای مدیران، کارآفرینان و به‌ویژه مخترعان، درک مدل کسب‌وکار به همان اندازه اهمیت دارد که درک فناوری و محصول اهمیت دارد. زیرا در نهایت این مدل کسب‌وکار است که تعیین می‌کند یک ایده یا اختراع چگونه به ارزش اقتصادی و موفقیت تجاری تبدیل شود.