اختراعآفرینی چیست؟ تعریف، مراحل و تفاوت آن با اختراع، خلاقیت و نوآوری
درباره شکلگیری این واژه
«اختراعآفرینی» واژهای است که من برای نخستین بار در چارچوب مطالعات و فعالیتهایم در حوزه اختراع پیشنهاد کردهام.
در سالهایی که با مخترعان، ایدهپردازان و مسائل مربوط به شکلگیری و توسعه اختراع سروکار داشتهام، به این پرسش رسیدم که ما برای خودِ «اختراع» واژه و مفهوم مشخصی داریم، اما برای فرایندی که انسان را از مشاهده یک مسئله یا نیاز، به خلق یک راهحل اختراعی میرساند، چارچوب مفهومی مستقلی نداریم.
به همین دلیل، واژه «اختراعآفرینی» را پیشنهاد کردم. واژهای که در نگاه من قرار است مفهومی فراتر از «ایدهپردازی» و متفاوت از «اختراع» و «نوآوری» را بیان کند.
البته مطرح کردن یک واژه جدید بهتنهایی به معنای ایجاد یک مفهوم علمی نیست. یک واژه زمانی ارزش پیدا میکند که بتوان برای آن تعریف، مرز مفهومی، مؤلفهها، فرایند، کاربرد و چارچوب نظری مشخصی ارائه کرد.
بنابراین، آنچه در این مقاله ارائه میشود، تعریف و چارچوب پیشنهادی من برای مفهوم اختراعآفرینی است. چارچوبی که میتواند در ادامه، با پژوهش، نقد، تجربه و توسعه بیشتر، تکمیل و اصلاح شود.
اختراعآفرینی مفهومی است برای توصیف فرایندی که طی آن یک فرد یا تیم، از مشاهده یک مسئله، نیاز، فرصت یا پدیده، به سمت خلق، شکلدهی و توسعه یک راهحل اختراعی حرکت میکند.
اختراع معمولاً بهعنوان یک محصول، فرایند یا راهحل جدید شناخته میشود. اما پرسش مهمتر این است که چگونه یک اختراع شکل میگیرد؟
آیا اختراع فقط حاصل یک جرقه ذهنی است؟ آیا هر ایده جدیدی میتواند به اختراع تبدیل شود؟ نقش دانش، مشاهده، حل مسئله، تجربه و تفکر خلاق در شکلگیری اختراع چیست؟ و آیا میتوان فرایند رسیدن از «دیدن یک مسئله» تا «خلق یک راهحل اختراعی» را آموزش داد و توسعه داد؟
مفهوم اختراعآفرینی با هدف پاسخ به همین پرسشها مطرح میشود.
تعریف اختراعآفرینی
در این چارچوب، میتوان اختراعآفرینی را چنین تعریف کرد:
اختراعآفرینی فرایند هدفمندِ تبدیل مشاهده، مسئله، نیاز، دانش یا فرصت به یک راهحل اختراعی جدید و قابل توسعه است.
بنابراین اختراعآفرینی صرفاً «ایده دادن» نیست.
در اختراعآفرینی، فرد باید بتواند:
- مسئله یا فرصت را شناسایی کند.
- آن را از زوایای مختلف ببیند.
- دانش مرتبط را به کار بگیرد.
- فرضیات موجود را به چالش بکشد.
- راهحلهای متفاوت ایجاد کند.
- ایدههای مناسب را انتخاب و توسعه دهد.
- امکان تحقق راهحل را بررسی کند.
- و در نهایت، ایده را به یک راهحل اختراعی قابل تعریف و توسعه تبدیل کند.
به همین دلیل، اختراعآفرینی را میتوان فرایند شکلگیری اختراع دانست، نه صرفاً خود اختراع.
چرا به مفهوم «اختراعآفرینی» نیاز داریم؟
در بسیاری از موارد، وقتی درباره اختراع صحبت میکنیم، تمرکز روی خروجی نهایی است:
اختراع ثبت شد.
اما این جمله بخش بزرگی از داستان را پنهان میکند.
پیش از ثبت یک اختراع، معمولاً مجموعهای از فعالیتهای ذهنی و عملی اتفاق افتاده است: مشاهده، پرسش، جستوجوی دانش، تعریف مسئله، ترکیب ایدهها، آزمون راهحلها، اصلاح، نمونهسازی و تصمیمگیری.
ادبیات مربوط به خلاقیت، نوآوری و اختراع نیز میان این مفاهیم تمایز قائل میشود. برای نمونه، خلاقیت بیشتر به تولید ایدههای اصیل مربوط است، نوآوری به بهکارگیری چیز جدید برای ایجاد ارزش ارتباط دارد و اختراع به خلق یک محصول، فرایند یا راهحل جدید اشاره میکند.
بنابراین میتوان یک سؤال متفاوت مطرح کرد:
چه فرایندی انسان را از «داشتن یک ایده» به «خلق یک اختراع» میرساند؟
مفهوم اختراعآفرینی برای نامگذاری و چارچوببندی همین فرایند پیشنهاد میشود.
اختراعآفرینی با اختراع چه تفاوتی دارد؟
اختراع یک خروجی یا دستاورد است. اختراعآفرینی فرایندی است که میتواند به آن خروجی منجر شود.
برای مثال فرض کنید فردی متوجه میشود که کشاورزان در یک منطقه برای آبیاری زمینهای خود با مشکل مصرف بالای انرژی مواجه هستند.
خودِ «دستگاه جدید برای کاهش مصرف انرژی در آبیاری» میتواند موضوع اختراع باشد.
اما مجموعه فعالیتهایی که فرد انجام میدهد تا:
1- مسئله را کشف کند،
2- علت آن را بفهمد،
3- دانش مرتبط را بررسی کند،
4- راهحلهای موجود را تحلیل کند،
5- محدودیتهای آنها را پیدا کند،
6- راهحلهای جدید ایجاد کند،
7- یکی از راهحلها را توسعه دهد،
8- و آن را به یک راهحل فنی جدید تبدیل کند،
در چارچوب پیشنهادی، اختراعآفرینی نامیده میشود.
در منابع آموزشی نیز فرایند توسعه اختراع به مجموعهای از فعالیتهای پژوهش، ایدهپردازی، توسعه، بررسی بازار، تحقیق پتنت و نمونهسازی مرتبط دانسته شده است.
اختراعآفرینی با خلاقیت چه تفاوتی دارد؟
خلاقیت یکی از عناصر مهم اختراعآفرینی است، اما اختراعآفرینی را نمیتوان با خلاقیت یکی دانست.
خلاقیت میتواند به توانایی تولید ایدههای اصیل اشاره کند.
اما در اختراعآفرینی، تولید ایده تنها یکی از مراحل است.
ممکن است فردی صدها ایده خلاقانه داشته باشد، اما هیچکدام به یک راهحل اختراعی قابل تحقق تبدیل نشوند.
بنابراین:
خلاقیت میتواند ماده اولیه اختراعآفرینی باشد، اما اختراعآفرینی فراتر از تولید ایده است.
در فرایندهای خلاقیت نیز معمولاً مراحلی مانند آمادهسازی، نهفتگی، بینش، ارزیابی و بسط ایده مطرح میشود. بنابراین شکلگیری یک راهحل جدید را نمیتوان صرفاً به یک «جرقه ناگهانی» تقلیل داد.
اختراعآفرینی با نوآوری چه تفاوتی دارد؟
این تمایز برای مخترعان بسیار مهم است.
بهصورت ساده میتوان گفت:
اختراعآفرینی: خلق یک راهحل اختراعی جدید
نوآوری: بهکارگیری و ایجاد ارزش از یک ایده، فناوری، محصول، فرایند یا روش جدید
در ادبیات مالکیت فکری نیز اختراع و نوآوری یکسان تلقی نمیشوند. برای مثال، WIPO اختراع را راهحلی جدید برای یک مسئله فنی معرفی میکند و نوآوری را در ارتباط با بهبود و استفاده جدید از محصولات، فرایندها یا خدمات توضیح میدهد.
به همین دلیل ممکن است:
اختراع وجود داشته باشد، اما نوآوری تجاری اتفاق نیفتاده باشد.
یک اختراع ممکن است ثبت شود اما هرگز وارد بازار نشود.
در مقابل، یک نوآوری میتواند بدون آنکه الزاماً یک اختراع جدید باشد، با تغییر، ترکیب یا بهبود یک محصول یا فرایند موجود، ارزش جدیدی ایجاد کند.
مدل پیشنهادی اختراعآفرینی
اختراعآفرینی را میتوان بهصورت یک فرایند چندمرحلهای در نظر گرفت:
1- مشاهده
همهچیز میتواند از مشاهده آغاز شود. مشاهده یک مشکل، رفتار، محدودیت، اتلاف، نیاز یا حتی یک تناقض.
اما مشاهده اختراعآفرینانه با مشاهده عادی متفاوت است.
فرد فقط نمیپرسد:
چه اتفاقی افتاده است؟
بلکه میپرسد:
چرا این اتفاق میافتد و آیا میتوان آن را به شکل دیگری انجام داد؟
2- مسئلهیابی
هر مشکلی الزاماً یک مسئله اختراعی مناسب نیست. در این مرحله باید مسئله دقیقتر تعریف شود:
- مشکل دقیقاً چیست؟
- برای چه کسی مشکل است؟
- چرا به وجود میآید؟
- چه چیزی باعث تداوم آن شده است؟
- راهحلهای فعلی چه محدودیتی دارند؟
یکی از خطاهای رایج مخترعان این است که خیلی زود به سراغ راهحل میروند، درحالیکه هنوز مسئله را دقیق تعریف نکردهاند.
3- بازتعریف مسئله
گاهی بهترین مسیر برای رسیدن به اختراع جدید، تغییر نحوه تعریف مسئله است.
ممکن است فرد تصور کند:
چگونه این دستگاه را سریعتر کنیم؟
اما پس از بررسی متوجه شود مسئله واقعی این نیست که دستگاه کند است. بلکه مشکل از نحوه انتقال انرژی، طراحی مسیر، جنس قطعات یا روش استفاده ناشی میشود.
در اینجا، تغییر صورت مسئله میتواند مسیرهای جدیدی برای اختراع ایجاد کند.
4- دانشیابی
اختراعآفرینی بدون دانش، اغلب به حدس و تکرار محدود میشود.
مخترع باید دانش مرتبط با مسئله را جستوجو کند:
- دانش فنی
- تحقیقات علمی
- فناوریهای موجود
- محصولات موجود
- اختراعات قبلی
- محدودیتهای فنی
- تجربه کاربران
- و در صورت نیاز، وضعیت بازار
اختراع معمولاً در خلأ شکل نمیگیرد. حتی بسیاری از اختراعات تاریخی حاصل ترکیب و توسعه فناوریها و دانشهای پیشین بودهاند.
5- ایدهآفرینی
در این مرحله، فرد تلاش میکند از دانش و مسئله به راهحلهای مختلف برسد.
ایدهآفرینی میتواند از روشهایی مانند:
- ترکیب اجزا
- حذف
- تغییر عملکرد
- معکوسسازی
- تغییر کاربرد
- تغییر مقیاس
- انتقال راهحل از یک حوزه به حوزه دیگر
- و روشهای مختلف تفکر خلاق
استفاده کند.( مقاله “انواع روشهای ایدهپردازی” به شما در این مرحله کمک میکند.)
هدف در این مرحله فقط پیدا کردن «یک ایده» نیست. بلکه ایجاد فضای راهحلها است.
6- انتخاب و توسعه
هر ایده خوبی الزاماً اختراع خوبی نیست.
ایدهها باید از جنبههای مختلف بررسی شوند:
- امکانپذیری فنی
- تازگی
- قابلیت توسعه
- هزینه
- کاربرد
- ارزش پیشنهادی
- محدودیتهای اجرایی
- و در مراحل مناسب، ظرفیت تجاری
در این مرحله، ایده خام شروع به شکل گرفتن میکند.
7- تحقق
اختراعآفرینی زمانی از سطح ایده فاصله میگیرد که راهحل به شکل مشخصتری قابل توضیح و تحقق باشد.
این تحقق ممکن است با:
- طراحی
- مدلسازی
- شبیهسازی
- آزمایش
- نمونه اولیه
- یا روشهای دیگر توسعه فنی
انجام شود.
8- تعریف و مستندسازی اختراع
در نهایت باید بتوان توضیح داد:
چه چیزی ساخته شده است؟
چه مشکلی را حل میکند؟
چگونه کار میکند؟
چه چیزی در آن جدید است؟
اجزای اصلی آن چیست؟
و در صورت مناسب بودن، اختراع میتواند وارد فرایندهای حفاظت از مالکیت فکری شود.
البته «اختراعآفرینی» و «ثبت اختراع» یکی نیستند. ثبت اختراع یک فرایند حقوقی و مالکیت فکری است. درحالیکه اختراعآفرینی چارچوبی برای توضیح مسیر شکلگیری و توسعه راهحل اختراعی است.
آیا اختراعآفرینی قابل آموزش است؟
یکی از مهمترین فرضهای مفهوم اختراعآفرینی این است که اختراع کردن صرفاً یک استعداد ذاتی یا جرقه نبوغ نیست.
البته افراد از نظر تواناییهای شناختی، تجربه، دانش و خلاقیت با یکدیگر متفاوتاند. اما بسیاری از مهارتهای مرتبط با اختراع را میتوان تمرین کرد.
برای مثال میتوان مهارتهایی مانند:
- مشاهده مسئله
- پرسشگری
- بازتعریف مسئله
- جستوجوی دانش
- ترکیب دانشها
- تفکر واگرا
- تفکر انتقادی
- ارزیابی ایده
- نمونهسازی
- آزمون و خطا
- و یادگیری از شکست
را تقویت کرد.
منابع آموزشی مربوط به توسعه اختراع نیز بر نقش دانش، تجربه، تمرین و فرایندهای ساختاریافته در شکلگیری تواناییهای خلاق و اختراعی تأکید میکنند.
بنابراین، اگر اختراع را فقط «محصول نهایی» نبینیم و به فرایند شکلگیری آن توجه کنیم، امکان طراحی آموزش اختراعآفرینی نیز فراهم میشود.
چه کسی اختراعآفرین است؟
اختراعآفرین الزاماً کسی نیست که تاکنون یک اختراع ثبت کرده باشد.
در این چارچوب، اختراعآفرین کسی است که بتواند:
مسائل و فرصتها را از زاویهای ببیند که امکان خلق راهحلهای جدید را آشکار کند و سپس برای تبدیل این امکان به یک راهحل اختراعی تلاش کند.
بنابراین اختراعآفرینی میتواند در افراد مختلف شکل بگیرد:
- مخترعان
- دانشجویان
- پژوهشگران
- مهندسان
- طراحان
- کارآفرینان
- مدیران تحقیق و توسعه
- و حتی افرادی که هنوز خودشان را مخترع نمیدانند.
آیا هر ایدهای محصول اختراعآفرینی است؟
خیر.
این نکته بسیار مهم است. داشتن ایده بهتنهایی به معنای اختراع نیست.
یک ایده ممکن است:
- جذاب باشد اما جدید نباشد.
- جدید باشد اما مسئله مهمی را حل نکند.
- از نظر فنی غیرقابل تحقق باشد.
- ارزش اقتصادی یا اجتماعی محدودی داشته باشد.
- یا اصلاً در قلمرو اختراع قرار نگیرد.
بنابراین اختراعآفرینی را نباید با ایدهپردازی یکی دانست.
ایدهپردازی میتواند یکی از اجزای اختراعآفرینی باشد.
اختراعآفرینی چه ارتباطی با تجاریسازی دارد؟
اختراعآفرینی لزوماً به معنای تجاریسازی نیست، اما اگر از ابتدا با نگاه مسئلهمحور انجام شود، میتواند زمینه مناسبتری برای تجاریسازی ایجاد کند.
یک اختراع زمانی میتواند به فرصت اقتصادی تبدیل شود که بتواند برای یک گروه مشخص از کاربران ارزش ایجاد کند.
به همین دلیل، در مسیر توسعه اختراع نباید فقط پرسید:
آیا این اختراع جدید است؟
بلکه باید پرسید:
برای چه کسی ارزش دارد؟
چه مشکلی را بهتر از راهحلهای موجود حل میکند؟
چرا باید کسی از آن استفاده کند؟
چه کسی حاضر است برای آن هزینه کند؟
البته این مرحله بیشتر به نوآوری و تجاریسازی مربوط میشود و نباید مرز مفهومی اختراعآفرینی با آنها از بین برود.
اختراعآفرینی. یک واژه یا یک رویکرد؟
اختراعآفرینی را میتوان صرفاً بهعنوان یک واژه جدید دید. اما ارزش واقعی آن زمانی شکل میگیرد که به یک چارچوب مفهومی قابل توضیح و قابل استفاده تبدیل شود.
در این نگاه، اختراعآفرینی یک عنوان برای مجموعهای از فعالیتها نیست. بلکه تلاشی است برای پاسخ به یک سؤال بنیادی:
چگونه میتوان فرایند شکلگیری اختراع را بهتر شناخت، آموزش داد و توسعه داد؟
از این منظر، اختراعآفرینی میتواند نقطه اتصال چند حوزه باشد:
دانش + مسئلهشناسی + تفکر خلاق + حل مسئله + توسعه فنی + ارزشآفرینی
و همین ترکیب است که آن را از «صرفاً داشتن یک ایده» متمایز میکند.
اختراعآفرینی در یک جمله
اگر بخواهیم تمام این مفهوم را در یک جمله خلاصه کنیم:
اختراعآفرینی یعنی توانایی و فرایند تبدیل مسئله، نیاز، مشاهده، دانش یا فرصت به یک راهحل اختراعی جدید و قابل توسعه.
اختراع، محصول این مسیر است. اما اختراعآفرینی، مسیر رسیدن به آن را مورد توجه قرار میدهد.
پرسشهای متداول درباره اختراعآفرینی
اختراعآفرینی چیست؟
اختراعآفرینی یک چارچوب مفهومی برای توصیف فرایند تبدیل مسئله، نیاز، دانش یا فرصت به یک راهحل اختراعی جدید و قابل توسعه است.
آیا اختراعآفرینی همان اختراع است؟
خیر. اختراع به خودِ راهحل یا دستاورد جدید اشاره دارد، درحالیکه اختراعآفرینی بر فرایند شکلگیری و توسعه آن تمرکز میکند.
آیا اختراعآفرینی همان خلاقیت است؟
خیر. خلاقیت بیشتر به تولید ایدههای اصیل مربوط است، اما اختراعآفرینی شامل شناسایی مسئله، دانشیابی، ایدهآفرینی، ارزیابی، توسعه و تحقق راهحل نیز میشود.
تفاوت اختراعآفرینی و نوآوری چیست؟
اختراعآفرینی بر شکلگیری راهحل اختراعی تمرکز دارد، درحالیکه نوآوری بیشتر با استفاده، پیادهسازی و ایجاد ارزش از ایده یا فناوری جدید ارتباط دارد.
آیا میتوان اختراعآفرینی را آموزش داد؟
بخش قابلتوجهی از مهارتهای مرتبط با اختراع، مانند مشاهده، مسئلهیابی، پرسشگری، تفکر خلاق، ترکیب دانش، ارزیابی ایده و نمونهسازی، قابل تمرین و توسعه هستند.
آیا هر ایدهای میتواند به اختراع تبدیل شود؟
خیر. یک ایده برای تبدیل شدن به اختراع باید از جنبههایی مانند تازگی، امکان تحقق و ویژگیهای فنی لازم بررسی و توسعه داده شود.
آیا اختراعآفرینی فقط برای مخترعان است؟
خیر. این مفهوم میتواند برای هر فرد یا تیمی که با مسئله، فناوری، توسعه محصول یا خلق راهحل جدید سروکار دارد، کاربرد داشته باشد.
جمعبندی
برای سالها درباره اختراع صحبت کردهایم، اما کمتر درباره فرایندی که انسان را به سمت خلق اختراع میبرد، با یک زبان مفهومی مستقل صحبت شده است.
اختراعآفرینی تلاشی برای نامگذاری و چارچوببندی این فرایند است.
در این نگاه، اختراع نتیجه یک لحظه جادویی نیست. بلکه میتواند حاصل مجموعهای از فعالیتهای شناختی، پژوهشی، خلاقانه و عملی باشد.
از مشاهده یک مسئله آغاز میکنیم، آن را میشناسیم، بازتعریف میکنیم، دانش مرتبط را جستوجو میکنیم، راهحلهای مختلف میآفرینیم، آنها را ارزیابی و توسعه میدهیم و در نهایت، راهحلی را به وجود میآوریم که بتوان آن را بهعنوان یک اختراع تعریف و بررسی کرد.
این مسیر را میتوان «اختراعآفرینی» نامید.
اختراعآفرینی. از دیدن مسئله تا آفرینش راهحل.
خانه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.