تحلیل پنج نیرو و ماتریس BCG برای شرکت اپل: استراتژی‌های رقابتی در صنعت فناوری

 

صنعت فناوری یکی از پویاترین و رقابتی‌ترین صنایع در جهان است و شرکت اپل به عنوان یکی از پیشروان این صنعت، همواره مورد توجه تحلیلگران و محققان قرار گرفته است. از زمان تأسیس اپل در سال ۱۹۷۶ توسط استیو جابز، استیو وزنیاک و رونالد وین، این شرکت با ارائه محصولات نوآورانه مانند آیفون، آیپد، مک و خدمات دیجیتال مانند اپ استور و iCloud، به یکی از قدرتمندترین برندهای جهانی تبدیل شده است. با این حال، موفقیت اپل تنها نتیجه نوآوری نبوده، بلکه این شرکت با استفاده از استراتژی‌های هوشمندانه و تحلیل‌های دقیق بازار، توانسته است در میان رقبای قدرتمندی مانند سامسونگ، گوگل و مایکروسافت، جایگاه خود را حفظ کند.

در این مقاله، با استفاده از چارچوب پنج نیرو پورتر و ماتریس BCG، به تحلیل موقعیت رقابتی اپل و استراتژی‌های آن می‌پردازیم. اما قبل از آن تحلیل پنج نیرو رقابتی پورتر و ماتریس گروه مشاوران بوستون یا همان BCG، مختصری شرح داده می‌شود.

تحلیل پنج نیروی پورتر برای اپل

 چارچوب پنج نیرو پورتر ابزاری قدرتمند برای تحلیل رقابت در یک صنعت است. این چارچوب پنج عامل اصلی را بررسی می‌کند که بر رقابت‌پذیری و سودآوری یک شرکت تأثیر می‌گذارند. این پنج عامل عبارتند از: میزان تهدید تازه واردان، قدرت چانه زنی تامین‌کنندگان، قدرت چانه‌زنی مشتریان، رقابت میان فعالان فعلی صنعت و تهدید کالاها و خدمات جایگزین.

در ادامه، به تحلیل این پنج نیرو در مورد شرکت اپل می‌پردازیم.

1- رقابت میان فعالان فعلی صنعت: اپل در صنعت فناوری که به شدت رقابتی است، فعالیت می‌کند. این شرکت با رقبای قدرتمندی مانند سامسونگ در بازار سخت افزار و گوشی‌های هوشمند، آمازون که مالک تبلت Kindle Fire است در دسته تبلت و آی‌پد رقابت دارد. در بخش نرم افزاری با گوگل در سیستم‌عامل اندروید و مایکروسافت در بازار کامپیوترها و نرم‌افزارها رقابت می‌کند. رقابت شدید در این صنعت باعث شده است که اپل به طور مداوم محصولات خود را به‌روزرسانی کند و نوآوری‌های جدیدی ارائه دهد. با این حال، اپل با تمرکز بر طراحی منحصربه‌فرد، کیفیت بالا، زیبایی و تجربه کاربری یکپارچه، توانسته است وفاداری مشتریان خود را حفظ کند.

2-  تهدید محصولات یا خدمات جایگزین: اگرچه اپل پایگاه مشتریان وفاداری دارد، اما همواره با تهدید محصولات جایگزین مواجه است. به عنوان مثال، گوشی‌های هوشمند سامسونگ، شیائومی و هواوی با قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه‌تر و ویژگی‌های نوآورانه، بخشی از بازار را از اپل گرفته‌اند. علاوه بر این، پلتفرم‌های جایگزین مانند گوگل پلی استور نیز رقیب مستقیم اپ استور هستند. برای مقابله با این تهدیدات، اپل به طور مداوم محصولات جدیدی با ویژگی‌های پیشرفته عرضه می‌کند و بر اکوسیستم یکپارچه خود تأکید دارد.

3-  قدرت چانه‌زنی تأمین‌کنندگان: اپل به تأمین‌کنندگان کلیدی مانند TSMC برای تراشه‌ها، سامسونگ دیسپلی برای نمایشگرها و ال‌جی برای باتری‌ها وابسته است. این تأمین‌کنندگان به دلیل کیفیت و نوآوری محصولاتشان، قدرت چانه‌زنی بالایی دارند. با این حال، اپل نیز به دلیل حجم بالای خرید و برند قدرتمند خود، می‌تواند در مذاکرات با تأمین‌کنندگان موقعیت قوی‌ای داشته باشد. علاوه بر این، اپل با تنوع‌بخشی به منابع تأمین، وابستگی خود به یک تأمین‌کننده واحد را کاهش داده است.

4-  تهدید ورود رقبای جدید: ورود به صنعت فناوری نیازمند سرمایه‌گذاری کلان در تحقیق و توسعه، شبکه توزیع کارآمد و حقوق مالکیت فکری است. این موانع، ورود رقبای جدید را دشوار می‌کند. اپل به دلیل داشتن برندی قوی که نماد کیفیت، نوآوری و طراحی زیبا است، شناخته می‌شود. از طرف دیگر سبد محصولات اپل گسترده است. همچنین اپل یک اکوسیستم یکپارچه دارد. این موارد باعث می‌شود که تهدید رقبای جدید برای ورود به این بازار کم باشد.

با این حال، فناوری‌های نوظهور و تغییرات سریع بازار می‌توانند فرصت‌هایی برای شرکت‌های جدید ایجاد کنند. اپل با نوآوری مداوم و حفظ برتری اکوسیستم خود، تلاش می‌کند تا از تهدید رقبای جدید جلوگیری کند.

5-  قدرت چانه‌زنی خریداران: اگرچه اپل مشتریان وفاداری دارد، اما قدرت چانه‌زنی خریداران در بازار فناوری قابل توجه است. مشتریان می‌توانند بین محصولات اپل و رقبای آن انتخاب کنند، به ویژه زمانی که قیمت محصولات اپل بالاتر است. برای حفظ وفاداری مشتریان، اپل باید به کیفیت، نوآوری و خدمات بهتر مشتری ادامه دهد.

ماتریس گروه مشاوران بوستون

 ماتریس BCG ابزاری است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا پرتفولیو محصولات خود را بر اساس سهم بازار و رشد بازار ارزیابی کنند. این ماتریس محصولات را به چهار دسته تقسیم می‌کند: ستاره‌ها، گاوهای شیرده، علامت سؤال‌ها و سگ‌ها

تحلیل ماتریس BCG برای اپل

 در مورد اپل، محصولات اصلی این شرکت به شرح زیر دسته‌بندی می‌شوند

1-  ستاره‌ها (Stars): ستاره‌ها محصولاتی هستند که سهم بازار بالایی دارند و در بازارهایی با رشد سریع فعالیت می‌کنند. این محصولات پتانسیل بالایی برای سودآوری دارند اما نیازمند سرمایه‌گذاری زیاد برای حفظ موقعیت خود هستند. برای اپل، محصولاتی مانند آیفون و مک‌بوک در این دسته قرار می‌گیرند. آیفون به عنوان پرچم‌دار اپل، سهم بازار بالایی دارد و در بازار گوشی‌های هوشمند که به سرعت در حال رشد است، فعالیت می‌کند. اپل باید به سرمایه‌گذاری در این محصولات ادامه دهد تا موقعیت خود را حفظ کند

2-  گاوهای شیرده (Cash Cows): گاوهای شیرده محصولاتی هستند که سهم بازار بالایی دارند اما در بازارهایی با رشد کند فعالیت می‌کنند. این محصولات سودآوری بالایی دارند و نیازمند سرمایه‌گذاری کمتری هستند. برای اپل، محصولاتی مانند آی‌پد و مک در این دسته قرار دارند. این محصولات در بازارهایی هستند که رشد کندتری دارند، فعالیت می‌کنند اما سهم بازار بالایی دارند. اپل می‌تواند از سود این محصولات برای سرمایه‌گذاری در محصولات جدید استفاده کند.

3-  علامت سؤال‌ها (Question Marks): علامت سؤال‌ها محصولاتی هستند که پتانسیل رشد بالایی دارند اما سهم بازار پایینی دارند. این محصولات نیازمند سرمایه‌گذاری زیاد برای افزایش سهم بازار هستند. برای اپل، محصولاتی مانند اپل واچ و ایرپاد پلاس در این دسته قرار می‌گیرند. این محصولات در بازارهای جدیدی فعالیت می‌کنند که پتانسیل رشد بالایی دارند اما هنوز سهم بازار بالایی ندارند. اپل باید استراتژی‌های مناسبی برای افزایش سهم بازار این محصولات اتخاذ کند

4-  سگ‌ها (Dogs): سگ‌ها محصولاتی هستند که سهم بازار و رشد پایینی دارند. این محصولات معمولاً سودآوری کمی دارند و ممکن است نیاز به بازنگری در استراتژی داشته باشند. برای اپل، برخی از محصولات قدیمی که تقاضایی برای آنها وجود ندارد.

بنابراین اپل با استفاده از تحلیل پنج نیرو پورتر و ماتریس BCG، توانسته است موقعیت رقابتی خود را در صنعت فناوری تقویت کند. این شرکت با نوآوری مداوم، تمرکز بر کیفیت و تجربه کاربری یکپارچه، و مدیریت هوشمند پرتفولیو محصولات خود، توانسته است به یکی از پیشروان صنعت فناوری تبدیل شود. با این حال، اپل باید به چالش‌های جدیدی که در آینده با آن مواجه خواهد شد، پاسخ دهد و استراتژی‌های خود را به طور مداوم به‌روزرسانی کند تا جایگاه خود را در بازار حفظ کند.

پیشنهاد: مطالعه مقاله “تفکر خطی: چرا در ایده‌پردازی به بن‌بست می‌رسیم؟”

منبع:maker.ac.id