مخترع کیست؟- بخش دوم

آنجا که عشق آغاز می‌شود، زندگی معنا پیدا می‌کند.

ارل دیکسون در سال ۱۹۱۷ با ژوزفین فرانسوی ازدواج کرد. ژوزفین همیشه خودش را در آشپزخانه زخمی می‌کرد. ارل در پی راه مناسبی می‌گشت تا بریدگی‌ها و زخم‌های بیشمار ژوزفین را کاهش دهد.

روزی میان تکه‌ای چسب جراحی، قطعات تا شده‌ای از گاز استریل قرار داد و نواری از پارچه‌ای خشک که در دامن زنانه به کار می‌رفت را به هم پیچید و نواری آماده کرد. هر زمان ژوزفین دستش را می‌برید، یک تکه از این نوار را می‌برید و فوری روی زخمش می‌چسباند. این مرهمی بود بر زخم‌های بی‌پایانش.

اکنون ژوزفین در میان انبوه لحظات دردناک زندگی‌اش، مرهمی دارد تا بتواند غذایش را عاشقانه طبخ کند. زخم‌های متوالی که وقتی به صدا در می‌آمدند، آزارش می‌دادند. زخم‌هایش هرچند کوچک بودند اما آنها، چکش روحش بودند. با هر برش کوچک و متوالی در روز، عزت نفسش هم برش می‌خورد. چرا که این توالی، تشدیدکننده بی‌عرضه بودن در ذهنش بود.

تشدید ناتوانی انجام کار. اما در این بین، دستی توانا، چسب بهبود را بر وجودش چسباند. با این چسب، پیوندشان را مستحکم‌تر کرد. همسرش نه تنها پیوندشان را محکم‌تر‌ کرد، بلکه به میانداری اختراعش، بهبودبخش شد.

سایر تعاریف مخترع:

مخترع کیست؟- بخش اول