مراحل شکلگیری اختراع
تصور عموم بدین صورت است. یک نفر نابغه در حال حمام کردن، راه رفتن، خوابیدن و … است که یکدفعه راهحل عالی از یک مسئله مهم به ذهنش میرسد. مثلا ارشمیدس در حال حمام کردن فرمول چگالی را کشف میکند. نیوتن در حال استراحت زیر درخت، جاذبه را کشف میکند. اسپنسر با ذوب شدن شکلات داخل جیبش در کنار امواج مایکروویو، مایکروویو را اختراع میکند.
از این قبیل داستانهای مرتبط با اختراعات و کشفیات زیاد هستند. داستانهایی که فقط لحظه آهان یعنی لحظهای که راهحل به ذهن فرد میرسد، را به تصویر کشیدهاند.
این داستانها ناقص و برخی اشتباه هستند. در همه اختراعات اگر داستان درست و واقعی آن را به ما بگویند، متوجه میشویم که فرآیندی طی شده است. همه مخترعان حتما این مراحل را طی کردهاند. مراحل به این صورت هستند:
ابتدا یک مسئله یا موضوع ذهن مخترع را درگیر کرده است. ارشمیدس اینکه تاج پادشاه از طلای خالص است یا نه، ذهنش را درگیر بوده است.
نیوتن نیروی مرتبط با سیارات، ذهنش را درگیر کرده بود. خانمی که لاک غلطگیر را اختراع کرد، اشتباهات تایپیش ذهنش را درگیر کرده بود.
مخترعان وبکم، تمام شدن قوری قهوه در یک آشپزخانه مشترک، ذهنشان را درگیر کرده بود. به هر مخترع که نگاه کنید، مسئلهای ذهنش را درگیر کرده است.
در مرحله بعد مخترع به دنبال جمعآوری اطلاعات برای حل این مسئله است. این اطلاعات میتواند مرتبط یا نامرتبط با مسئله باشد. مخترع این اطلاعات را ترکیب، جابجا، حذف و بالا و پایین میکند. اینقدر این کار، یعنی جمعآوری اطلاعات و بالا و پایین کردن آنها را ادامه میدهد تا به راهحل برسد.
تاقبل از پیدا کردن راهحل، اطلاعات در ذهنش به صورت نامرتبط و درهم و برهم هستند. تا اینکه نیاز پیدا میکند که به ذهنش استراحتی بدهد و مدتی از مسئله دور باشد. این مدت میتواند یک روز، یک هفته، یک ماه، چند ماه و … باشد.
این دور بودن از مسئله، ذهن را به حالت استراحت میبرد. زمانی که در حال استراحت یا انجام کارهای دیگر است، راهحل به ذهنش میرسد. همان لحظه آهان که در تمام داستانها فقط به آن اشاره میشود.
با پیدا کردن راهحل مرحله استراحت و دور ماندن از مسئله به پایان میرسد. مخترع دوباره به مسئله برمیگردد. اما ایندفعه با راهحلی که دارد. روی این راهحل کار میکند تا اگر نیاز به اصلاحات یا تغییراتی بود، انجام شود. در نهایت به راهحل نهایی میرسد.
این کل فرآیند اختراع کردن است. یعنی
– ابتدا درگیری ذهن با یک مسئله.
– دوم جمعآوری اطلاعات و ترکیب اطلاعات.
– سوم استراحت و دور ماند از مسئله.
– چهارم رسیدن راهحل به ذهن.
– پنجم نهایی کردن راهحل یا ایجاد اختراع.
چگالی ارشمیدس را با این مراحل تحلیل میکنیم.
ارشمیدس درگیر مسئلهای بود که پادشاه به او داده بود. آیا تاجی که برای او ساختهاند، طلای خالص است؟
پس ارشمیدس ذهنش درگیر یک مسئله بود. برای حل آن به جمعآوری اطلاعات پرداخت. یکسری اطلاعات از قبل در مورد حجم میدانست. اطلاعات جدیدی هم با مطالعه و تفکر بدست آورد. با این اطلاعات کار کرد. اما به نتیجهای نرسید.
یک روز که به حمام رفت( دور شدن از مسئله) با گذاشتن پایش داخل وان حمام و بیرون ریختن آب، راهحل به ذهنش رسید. یعنی لحظه آهان. سپس از حمام بیرون دوید و به دفتر کارش رفت تا راهحلش را تکمیل کند.
اگر به این داستان دقت کنیم همه مراحل را در آن میبینیم.
به داستان لاک غلطگیر میپردازیم.
خانمی در بانکی مسئول تایپ بود. در آن زمان اگر در هنگام تایپ، اشتباه کلمهای تایپ میشد باید کل صفحه از اول تایپ می شد. این خانم در طول روز چندین مرتبه این اتفاق برایش میافتاد. پس کاملا کلافه و ذهنش درگیر این مسئله بود.
به راهحلهای مختلف فکر میکرد. اطلاعات جمعآوری میکرد اما جوابی نیافت.
روزی که در حال تماشای افرادی بود که روی درب شیشهای بانک در حال نوشتن مطالبی بودند، چیزی مشاهده کرد. هر زمان آنها چیزی را اشتباه مینوشتند، یک لایه رنگ روی آن میکشیدند و بعد از خشک شدن رنگ، دوباره روی آن مینوشتند.
این مشاهده راهحلی برای مشکلش خودش به او داد. او سپس شروع به ترکیب مواد مختلف کرد. موادی که بتواند روی کاغذ بمالد. او در نهایت راهحلش را با امتحان کردن ترکیبات مختلف، پیدا کرد و اولین لاک غلطگیر اختراع شد.
به این داستان هم اگر دقت کنید، همه مراحل اختراع را میبینید.
لذا آنچه با اهمیت است این است که اختراع یک فرآیند است و مراحلی دارد. این طور نیست که یکدفعه راهحل به ذهن کسی برسد.
برای مشورت در مورد اختراع کردن و پیدا کردن ایده، میتوانید به آیدی زیر در بله پیام بگذارید.
Sadeghifatemeh2026
پیشنهاد: مطالعه مقاله انواع روشهای ایدهپردزای
خانه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.