نوآوری طراحی: وقتی یک تغییر کوچک، دنیا را عاشق یک محصول می‌کند

 

‎چند بار شده وارد فروشگاهی شوید، محصولی را بردارید، چند ثانیه نگاهش کنید و بدون اینکه واقعاً به آن نیاز داشته باشید، بگویید:  وای… این خیلی قشنگه.

‎نه مشخصات فنی‌اش را خوانده‌اید. ‎نه قیمتش را دقیق بررسی کرده‌اید. ‎نه حتی می‌دانید کیفیتش چگونه است. ‎اما یک اتفاق افتاده است. ‎طراحی، قبل از اینکه منطق شما فرصت حرف زدن پیدا کند، احساس شما را متقاعد کرده است.

‎بیشتر ما فکر می‌کنیم طراحی یعنی انتخاب رنگ، فرم یا ظاهر یک محصول. ‎اما حقیقت این است که طراحی خوب، فقط دیده نمی‌شود. احساس می‌شود. ‎و وقتی کسی بتواند این احساس را به شکلی تازه خلق کند، وارد قلمرو نوآوری طراحی (Design Innovation) شده است. طراحی، فقط ظاهر نیست. طراحی یعنی حل مسئله

‎اجازه بدهید یک سوءتفاهم قدیمی را همین اول کنار بگذاریم. ‎اگر از ده نفر بپرسید طراحی چیست، احتمالاً بیشترشان می‌گویند:

 زیباتر کردن محصول

انتخاب رنگ

 طراحی گرافیک

 ظاهر جذاب

‎اما اگر از یک طراح حرفه‌ای بپرسید، احتمالاً جواب متفاوتی می‌دهد. ‎او می‌گوید: طراحی یعنی پیدا کردن بهترین راه برای حل یک مسئله.

‎زیبایی فقط یکی از نتایج طراحی خوب است، نه هدف اصلی آن. ‎یک دستگیره در، یک صندلی، یک اپلیکیشن یا حتی یک خودکار، همگی طراحی شده‌اند تا مشکلی را برای انسان حل کنند.

 

یک داستان کوتاه از یک صندلی

‎فرض کنید دو صندلی کنار هم قرار دارند. ‎هر دو از بهترین چوب ساخته شده‌اند. ‎هر دو مقاوم‌اند. ‎هر دو قیمت یکسانی دارند. ‎اما یکی از آن‌ها بعد از ده دقیقه باعث کمردرد می‌شود. ‎دیگری بعد از سه ساعت هم راحت است.

‎کدام بهتر طراحی شده است؟

‎احتمالاً دومی.

‎حالا اگر همان صندلی دوم، زیباتر هم باشد، دیگر فقط یک محصول نیست. یک تجربه دلپذیر است. ‎اینجاست که طراحی، از زیبایی عبور می‌کند و وارد دنیای ارزش می‌شود.

 

نوآوری طراحی چیست؟

‎نوآوری طراحی یعنی پیدا کردن راه‌های جدید برای طراحی محصول، خدمت یا تجربه‌ای که استفاده از آن ساده‌تر، لذت‌بخش‌تر، کارآمدتر یا معنادارتر باشد.

‎نکته مهم این است که در نوآوری طراحی، الزاماً فناوری جدیدی وجود ندارد. ‎گاهی فقط زاویه نگاه تغییر می‌کند.

‎گاهی فقط یک جزئیات کوچک، تجربه کاربر را متحول می‌کند.

مردم عاشق طراحی خوب می‌شوند، نه فقط فناوری خوب

‎یک سؤال. ‎آخرین باری که از وسیله‌ای استفاده کردید و با خودتان گفتید: چقدر کار کردن باهاش راحته.

‎چه چیزی باعث این احساس شد؟

‎احتمالاً دکمه‌ها جای درستی بودند.  وزن محصول مناسب بود.  همه چیز قابل فهم بود.  لازم نبود دفترچه راهنما را بخوانید. ‎این‌ها نتیجه فناوری نیستند. ‎نتیجه طراحی هستند. ‎طراحی خوب کاری می‌کند که محصول، انگار خودش بلد است با شما حرف بزند.

 

نمونه‌هایی از نوآوری طراحی در دنیای واقعی

‎بیایید این بار سراغ مثال‌هایی برویم که کمتر درباره آن‌ها صحبت می‌شود.

خودکارهای ارگونومیک

‎سال‌ها خودکارها فقط یک لوله پلاستیکی بودند. ‎بعد بعضی شرکت‌ها متوجه شدند دانش‌آموزان و نویسندگان ساعت‌ها از آن استفاده می‌کنند. ‎نتیجه؟

‎طراحی بدنه تغییر کرد. ‎محل قرار گرفتن انگشتان تغییر کرد. ‎وزن متعادل شد. ‎همان جوهر. ‎همان نوک. ‎اما تجربه نوشتن کاملاً متفاوت شد.

چمدان‌های چهارچرخ

‎سال‌ها مردم چمدان را روی دو چرخ می‌کشیدند. ‎بعد کسی یک سؤال ساده پرسید: چرا چمدان فقط باید پشت سر حرکت کند؟

‎نتیجه؟ ‎چمدان‌های چهارچرخ که در هر جهت حرکت می‌کنند. ‎فناوری پیچیده‌ای اضافه نشد. ‎اما میلیون‌ها مسافر احساس راحتی بیشتری کردند. ‎این همان نوآوری طراحی است.

قیچی مخصوص افراد چپ‌دست

‎برای سال‌ها، افراد چپ‌دست مجبور بودند با قیچی‌هایی کار کنند که برای دست راست طراحی شده بود.

بطری‌های قابل فشردن سس

‎قبلاً برای خارج کردن سس از بطری‌های شیشه‌ای باید آن را تکان می‌دادید. ‎بعد طراحی بطری تغییر کرد. ‎بطری وارونه شد. ‎بدنه نرم شد. ‎درپوش پایین قرار گرفت. ‎نتیجه؟ ‎همان سس، اما تجربه‌ای کاملاً متفاوت.

 

طراحی خوب، وقتی دیده نمی‌شود

‎شاید عجیب باشد، اما بهترین طراحی‌ها معمولاً آن‌هایی هستند که اصلاً متوجه حضورشان نمی‌شویم.

‎چرا؟

‎چون هیچ اصطکاکی ایجاد نمی‌کنند. ‎شما بدون فکر کردن از آن‌ها استفاده می‌کنید. ‎وقتی مجبور نیستید بپرسید: این دکمه برای چیست؟ ‎یعنی طراحی موفق بوده است.

 

فرآیند خلق نوآوری طراحی

‎اگر فکر می‌کنید طراحی یعنی الهام ناگهانی، خبر بدی برایتان دارم. ‎پشت هر طراحی موفق، ساعت‌ها مشاهده، آزمایش و اصلاح وجود دارد.

مرحله اول: زندگی واقعی مردم را ببینید

‎نه در اتاق جلسه. ‎نه پشت میز. ‎بلکه همان جایی که مردم از محصول استفاده می‌کنند. ‎گاهی یک ساعت مشاهده، ارزشمندتر از صد پرسشنامه است.

 مرحله دوم: پیدا کردن لحظه‌های آزاردهنده

‎هر جا کاربر مکث می‌کند، اشتباه می‌کند یا کلافه می‌شود، یک فرصت طراحی وجود دارد.‎طراحان حرفه‌ای عاشق همین لحظه‌ها هستند.

مرحله سوم: ساختن چندین ایده

‎اولین ایده، معمولاً بهترین ایده نیست. ‎گاهی باید ده‌ها طرح کشید تا یکی از آن‌ها واقعاً ارزشمند باشد.

مرحله چهارم: ساخت نمونه اولیه

‎لازم نیست از همان ابتدا محصول نهایی را بسازید. ‎یک مدل مقوایی. ‎یک چاپ سه‌بعدی. ‎یک ماکت ساده.

‎همین‌ها می‌توانند ایرادهای بزرگ را آشکار کنند.

مرحله پنجم: سپردن محصول به دست کاربران

‎اینجا مهم‌ترین لحظه است. ‎ساکت بمانید. ‎فقط نگاه کنید. ‎اگر کاربر مجبور شد بپرسد: حالا باید چه کار کنم؟

‎یعنی طراحی هنوز کامل نشده است.

 

شش اصل طلایی نوآوری طراحی

1-  کمتر، بهتر است

‎هر دکمه اضافی، هر خط اضافه و هر پیچیدگی غیرضروری، دشمن طراحی خوب است. ‎گاهی حذف کردن، خلاقانه‌تر از اضافه کردن است.

2-  انسان را مرکز قرار دهید

‎محصول نباید از کاربر بخواهد خودش را با آن تطبیق دهد. ‎این محصول است که باید با انسان سازگار شود.

3-  احساسات را طراحی کنید

‎کاربر فقط عملکرد را تجربه نمی‌کند. ‎او حس اعتماد، لذت، امنیت یا هیجان را نیز تجربه می‌کند.

4- خطا را پیش‌بینی کنید

‎یک طراحی خوب اجازه نمی‌دهد کاربر به‌راحتی اشتباه کند. ‎یا اگر اشتباه کرد، به‌آسانی بتواند آن را جبران کند.

5-  طراحی را ساده توضیح دهید

‎اگر برای توضیح نحوه استفاده از محصول به یک دفترچه صدصفحه‌ای نیاز دارید، احتمالاً طراحی به بازنگری نیاز دارد.

6-  همیشه یک قدم جلوتر فکر کنید

‎طراحان بزرگ فقط به نیاز امروز نگاه نمی‌کنند. ‎آن‌ها حدس می‌زنند فردا مردم چه خواهند خواست.

 

نوآوری طراحی و اختراع: دو دوست قدیمی

‎بعضی مخترعان تصور می‌کنند وقتی دستگاهشان کار کرد، پروژه تمام شده است. ‎در حالی که تازه نیمی از مسیر را آمده‌اند. ‎فرض کنید یک دستگاه تصفیه آب اختراع کرده‌اید. ‎حالا چند سؤال از خودتان بپرسید:

آیا حمل آن آسان است؟

 آیا سالمندان هم می‌توانند از آن استفاده کنند؟

 آیا قطعاتش به‌راحتی تعویض می‌شوند؟

 آیا هنگام نصب، کاربر سردرگم نمی‌شود؟

 آیا ظاهر آن برای آشپزخانه‌های امروزی مناسب است؟

‎اگر پاسخ این سؤال‌ها را نادیده بگیرید، ممکن است یک اختراع عالی داشته باشید، اما محصولی نه‌چندان محبوب.

 

اشتباهی که خیلی از نوآورها مرتکب می‌شوند

‎آن‌ها عاشق پیچیدگی‌اند. ‎هر بار ویژگی جدیدی اضافه می‌کنند. ‎دکمه‌های بیشتر. ‎منوهای بیشتر. ‎قابلیت‌های بیشتر. ‎در نهایت محصولی می‌سازند که همه‌چیز دارد، جز سادگی. ‎در حالی که نوآوری طراحی، اغلب هنر «نه گفتن» است. ‎نه گفتن به قابلیت‌هایی که فقط محصول را شلوغ‌تر می‌کنند.

 

آینده نوآوری طراحی

‎در آینده، طراحی فقط درباره شکل یک محصول نخواهد بود. ‎محصولات با ما صحبت می‌کنند. ‎رفتار ما را یاد می‌گیرند. ‎خودشان را با نیازهای ما تطبیق می‌دهند. ‎طراحی آینده، ترکیبی از زیبایی، هوشمندی، پایداری و شخصی‌سازی خواهد بود. ‎اما حتی با وجود همه این فناوری‌ها، یک اصل تغییر نخواهد کرد: ‎بهترین طراحی، همان طراحی‌ای است که زندگی انسان را ساده‌تر کند.

اگر مخترع هستید، این چهار سؤال را هر روز از خودتان بپرسید

 اگر مادربزرگم از این محصول استفاده کند، آیا بدون کمک دیگران متوجه عملکردش می‌شود؟

اگر مجبور باشم نیمی از ویژگی‌های محصول را حذف کنم، کدام‌ها واقعاً ارزشمند هستند؟

 مشتری در اولین پنج دقیقه استفاده چه احساسی خواهد داشت؟

 آیا محصول من فقط خوب کار می‌کند، یا استفاده از آن هم لذت‌بخش است؟

‎اگر پاسخ این سؤال‌ها را پیدا کنید، دیگر فقط یک مخترع نخواهید بود. به یک طراح تجربه تبدیل می‌شوید.

‎بیشتر مردم وقتی از یک محصول تعریف می‌کنند، می‌گویند: «کار کردن باهاش خیلی راحت بود.» کمتر کسی می‌گوید: «طراحش احتمالاً ساعت‌ها روی محل قرار گرفتن این دکمه فکر کرده است.» اما حقیقت همین است. طراحی خوب، دیده نمی‌شود، بلکه احساس می‌شود.

‎نوآوری طراحی یعنی دیدن چیزهایی که دیگران از کنارشان بی‌تفاوت عبور می‌کنند. همان لحظه‌ای که کاربر مکث می‌کند، لبخند می‌زند یا بدون فکر کردن از محصول استفاده می‌کند. برای یک مخترع، این یعنی موفقیت فقط به داشتن یک ایده درخشان وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که آن ایده، چقدر هوشمندانه وارد زندگی مردم می‌شود.

‎در نهایت، شاید بتوان نوآوری طراحی را این‌گونه خلاصه کرد: فناوری می‌تواند توجه مردم را جلب کند، اما این طراحی است که آن‌ها را وادار می‌کند دوباره برگردند.

پیشنهاد: مطالعه مقاله “چرا برخی اختراعات با وجود مفید بودن، شکست می‌خورند؟