نقد اختراع به عنوان هویت

نقد یک اختراع از طرف دوستان یا مخاطبین هدف، یکی از بهترین روش‌هایی است که می‌توانیم ایرادات آن را متوجه شویم. اما گاهی با نقد اختراع یک دوست، چنان ناراحت می‌شود که از کار خود پشیمان می‌شویم.

مخترعین از بعد انتقادپذیری به دو دسته تقسیم می‌شوند. برخی حتی انتقاد درست و بجا را هم نمی‌پذیرند اما برخی برای بهتر کردن اختراع خود، تمام نقدها را بررسی می‌کنند.

به جز اینکه ممکن است انتقادپذیری یکی از ویژگی‌های شخصیتی افراد باشد، عامل دیگری هم می‌تواند در این زمینه دخیل باشد.

افراد زیادی زمانی اختراع انجام می‌دهند، حس می‌کنند این اختراع بخشی از هویت آن‌هاست. انسان‌ها نسبت به هویت خود حساس هستند. پس زمانی مخترع، اختراع را به عنوان هویت خو در نظر می‌گیرد به جای آنکه به عنوان محصول به آن نگاه کند، هر نوع انتقادی را رد می‌کند.

اختراع به مثابه هویت باعث می‌شود فرد انتقاد را به هویت خود ربط دهد. این ارتباط باعث می‌شود انتقاد را به خود بگیرد و از دست منتقد عصبانی شود.

توصیه‌ای که می‌توانم به مخترعین داشته باشم این است که اختراع را به عنوان یک محصول کسب‌وکار در نظر بگیرند نه به عنوان هویت خودشان. این کار به آنها کمک می‌کند انتقادپذیرتر باشند و بتوانند نقص‌های احتمالی را کشف و اصلاح کنند.

پیشنهاد: مطالعه مقاله “تفاوت MVP با پروتوتایپ در اختراع