طراحی فراگیر برای مخترعان
طراحی فراگیر یعنی اختراع را با توجه به تفاوت تواناییها، نیازها و شرایط استفاده افراد توسعه دهید. نه فقط براساس تواناییهای خودتان یا تصویری فرضی از «کاربر معمولی». برای مخترع، این رویکرد فرصتی است تا موانع استفاده را کشف کند و آنها را به مسئلهای برای نوآوری تبدیل کند.
فرض کنید دستگاهی ساختهاید که کار مهمی را انجام میدهد، اما دکمههای آن کوچک است، بازکردنش به نیروی زیادی نیاز دارد و وضعیت کارکرد آن فقط با یک چراغ رنگی مشخص میشود. دستگاه از نظر فنی کار میکند. اما آیا فردی با قدرت دست کمتر، کاربری با دید محدود یا کسی که در محیط پرنور کار میکند، میتواند بهراحتی از آن استفاده کند؟
پرسش اصلی طراحی فراگیر همین است:
چه کسی نمیتواند از اختراع من استفاده کند، در کدام مرحله و به چه دلیل؟
این مقاله یک مسیر عملی برای پاسخدادن به این پرسش ارائه میکند. از مشاهده کاربر تا ساخت نمونه، آزمایش و تدوین ارزش پیشنهادی.
طراحی فراگیر چیست؟
طراحی فراگیر یا Inclusive Design رویکردی است که تنوع انسانها را وارد فرایند طراحی میکند. در این رویکرد، تفاوت در تواناییهای حرکتی، حسی و شناختی، نیازها و شرایط زندگی، اطلاعاتی برای تصمیمگیری طراحی محسوب میشود. نه موضوعی که پس از تکمیل محصول به آن رسیدگی کنیم.
برای مخترع، معنای عملی آن روشن است: پیش از نهاییکردن سازوکار، بدنه، رابط کاربری و دستورالعمل، بررسی کنید این انتخابها چه کسانی را از استفاده مستقل از محصول بازمیدارند.
فراگیر بودن یعنی طراحی برای همه؟
نه به معنای ساخت یک محصول واحد که در همه شرایط برای تکتک افراد مناسب باشد. در تعریف معرفیشده در ابزار طراحی فراگیر کمبریج، هدف این است که محصولات و خدمات برای بیشترین تعداد افراد، تا حد معقول، قابلدسترسی و قابلاستفاده باشند.
بنابراین، لازم نیست مخاطب هدف اختراعتان را کنار بگذارید. لازم است درون همان بازار هدف، تنوع کاربران را جدی بگیرید.
برای مثال، مخاطب هدف یک ابزار باغبانی ممکن است باغبانان خانگی باشند. اما همه آنها قدرت دست یکسان، سن یکسان یا تجربه یکسان ندارند. طراحی برای این بازار، بدون توجه به چنین تفاوتهایی، ممکن است بخشی از همان مشتریان هدف را حذف کند.
محدودیت همیشه دائمی نیست
مایکروسافت در چارچوب طراحی فراگیر، میان محدودیتهای دائمی، موقت و موقعیتی تمایز میگذارد. برای نمونه، نیاز به استفاده یکدستی میتواند برای فردی با یک دست، فردی با آسیب موقت بازو یا والدینی که کودکشان را در آغوش دارند مطرح باشد. تجربه این افراد یکسان نیست. اما بعضی موانع تعامل آنها میتواند مشترک باشد.
| نوع محدودیت | مثال کاربر | پرسش برای مخترع |
| دائمی | فردی با محدودیت حرکتی دست | آیا کارکرد اصلی محصول به گرفتن محکم یا حرکت دقیق انگشتان وابسته است؟ |
| موقت | فردی با دست آسیبدیده | آیا محصول با یک دست هم قابل استفاده است؟ |
| موقعیتی | کاربری که دستکش پوشیده است | آیا دکمهها و اجزای کنترلی همچنان قابل تشخیص و استفادهاند؟ |
این جدول یک ابزار پیشنهادی برای ایدهپردازی است، نه جایگزین مشاهده و آزمایش با کاربران واقعی.
چرا برای مخترعان مهم است؟
ارزش طراحی فراگیر برای مخترع، فقط در «آسانتر کردن استفاده» نیست. این نگاه میتواند مسئلهای را آشکار کند که در بررسی صرفاً فنی اختراع دیده نمیشود.
مانع استفاده، سرنخ اختراع است
چارچوب مایکروسافت سه اصل دارد: شناسایی حذفشدن کاربران، یادگیری از تنوع انسانها و حل مسئله برای یک گروه با امکان گسترش منفعت به گروههای دیگر.
این اصول را میتوان به سه پرسش اختراعی تبدیل کرد:
– چه کسی در استفاده از راهحلهای موجود با مانع روبهرو میشود؟
– تجربه او چه چیزی درباره ضعف محصول به من نشان میدهد؟
– آیا رفع این مانع برای کاربران دیگری هم ارزش ایجاد میکند؟
بهعنوان مثال فرضی، اگر کاربر برای بازکردن یک محفظه به کمک دیگران نیاز دارد، مسئله فقط «درِ سخت» نیست. ممکن است ترکیبی از نیاز به نیروی زیاد، لغزندگی سطح و نامشخصبودن جهت بازشدن باشد. هرکدام از این موارد مسیر متفاوتی برای طراحی راهحل ایجاد میکند.
نمونه واقعی: ابزارهای OXO
ایده ابزارهای OXO Good Grips از مشاهده دشواری بتسی فاربر در استفاده از پوستکن، بهدلیل آرتریت، شکل گرفت. سم فاربر این مشکل را نقطه شروع طراحی ابزارهایی قرار داد که استفاده از آنها برای افراد با و بدون آرتریت آسانتر باشد.
در طراحی دستههای این محصولات، فرم پهن و بیضیشکل برای گرفتن و کنترل راحتتر، با توجه به تفاوت اندازه دست و قدرت گرفتن، به کار رفت.
درس این نمونه برای مخترعان، کپیکردن یک دسته نرم نیست. بلکه تغییر شیوه تعریف مسئله است:
بهجای «چگونه پوستکن تازهای بسازم؟» بپرسید «چرا استفاده از پوستکن برای بعضی افراد دردناک یا دشوار است؟
حل یک نیاز مشخص میتواند به راهحلی با کاربرد گستردهتر منجر شود. اما گستردگی بازار و تمایل به خرید همچنان باید برای هر محصول جداگانه آزموده شود.
مسیر عملی طراحی فراگیر
مراحل زیر یک الگوی پیشنهادی برای مخترعانی است که میخواهند طراحی فراگیر را وارد توسعه نمونه اولیه کنند.
1- کار اصلی را مشخص کنید
ابتدا بنویسید کاربر با اختراع شما قرار است چه کاری انجام دهد. از شرح فناوری شروع نکنید. از نتیجه موردنیاز کاربر شروع کنید.
مثلاً بهجای:
یک محفظه با قفل مکانیکی جدید طراحی کردهام.
بنویسید:
کاربر باید بتواند محفظه را باز کند، محتویات را بردارد و آن را دوباره ببندد.
سپس این کار را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید: پیداکردن قفل، تشخیص جهت حرکت، بازکردن، برداشتن محتویات و بستن مجدد. اکنون میتوانید محل ایجاد مانع را دقیقتر پیدا کنید.
2- فرضهای پنهان را پیدا کنید
فهرستی از تواناییها و شرایطی بنویسید که طراحی فعلی شما به آنها وابسته است:
– کاربر میتواند محصول را با دو دست نگه دارد.
– کاربر نوشتههای کوچک را میبیند.
– کاربر صدای هشدار را میشنود.
– کاربر رنگهای نشانگر را از هم تشخیص میدهد.
– کاربر ترتیب چند مرحله را به خاطر میسپارد.
– کاربر به اینترنت یا تلفن هوشمند دسترسی دارد.
این فرضها لزوماً اشتباه نیستند. اما باید آگاهانه انتخاب و بررسی شوند. اصل شناسایی حذف در طراحی فراگیر، دقیقاً توجه به ناهماهنگی میان انسان و تجربه استفاده است.
3- با کاربران متفاوت مشاهده کنید
برای یک دور اکتشافی اولیه، گروه کوچکی از کاربران مرتبط با بازار هدف انتخاب کنید که در توانایی یا شرایط استفاده تفاوت دارند. این گروه، نمونه آماری نماینده کل بازار نیست. هدف آن کشف موانع و اصلاح فرضهاست.
فقط نپرسید «محصول را دوست دارید؟». یک کار مشخص به فرد بدهید و مسیر انجام آن را مشاهده کنید:
– در کدام مرحله مکث میکند؟
– کجا به نیروی بیشتر یا کمک نیاز دارد؟
– چه بخشی را اشتباه تفسیر میکند؟
– چگونه مشکل را با روشی شخصی دور میزند؟
– آیا بعد از خطا میتواند به مسیر درست برگردد؟
افرادی را که مانع را تجربه میکنند، شریک طراحی بدانید. نه صرفاً افرادی برای تأیید ایده. یادگیری از دیدگاهها و نیازهای متنوع، جزء مرکزی طراحی فراگیر است.
4- مشاهده را به مسئله تبدیل کنید
عبارتهایی مانند «کاربر نتوانست استفاده کند» برای طراحی کافی نیستند. مسئله را به شکل زیر بنویسید:
کاربرِ مشخص، هنگام انجامِ کار مشخص، بهدلیلِ مانع مشخص، با پیامد مشخص روبهرو میشود.
مثال فرضی:
کاربر با قدرت گرفتن پایین، هنگام چرخاندن درِ محفظه، بهدلیل سطح لغزنده و گشتاور موردنیاز زیاد، نمیتواند آن را مستقل باز کند.
اکنون چند مسیر طراحی دارید: تغییر سطح تماس، افزایش بازوی اهرم، تغییر سازوکار بازشدن یا کاهش نیروی موردنیاز. انتخاب نهایی باید با آزمون و بررسی محدودیتهای فنی و ایمنی انجام شود.
5- چند راهحل کمهزینه بسازید
پیش از ساخت نسخه نهایی، دو یا سه گزینه را با نمونه ساده مقایسه کنید. بسته به نوع اختراع، میتوانید از ماکت مقوایی، قطعه چاپ سهبعدی، دسته قابل تعویض یا نمونه تعاملی رابط استفاده کنید.
6- نتیجه را اندازه بگیرید
برای مقایسه نمونهها، همان کار و تا حد امکان شرایط مشابه را تکرار کنید. معیارهای پیشنهادی عبارتاند از:
– تکمیل یا عدم تکمیل کار.
– زمان انجام کار.
– تعداد خطاها.
– دفعات درخواست کمک.
– میزان تلاش یا ناراحتی گزارششده.
– توانایی تشخیص و اصلاح اشتباه.
اگر نمونه جدید برای بعضی کاربران بهتر و برای بعضی دیگر بدتر شد، این یافته را پنهان نکنید. شاید به تنظیمپذیری، اندازههای متفاوت یا چند روش تعامل نیاز داشته باشید.
7- منفعت گستردهتر را آزمایش کنید
پس از حل مانع گروه اولیه، بررسی کنید آیا راهحل برای کاربران دیگر هم مفید است. اصل «حل برای یک گروه و گسترش به گروههای دیگر» در چارچوب مایکروسافت، نقطه شروع این بررسی است. نه تضمین اینکه هر تغییر برای همه بهتر خواهد بود.
برای مثال فرضی، دستهای که برای قدرت گرفتن پایین طراحی شده، ممکن است برای کار با دست خیس هم مناسب باشد. اما باید لغزش، کنترل و راحتی آن در هر دو شرایط آزموده شود.
از طراحی تا ارزش پیشنهادی
برای تجاریسازی، لازم است ویژگی طراحی را به نتیجهای تبدیل کنید که مشتری بتواند آن را بفهمد و بررسی کند.
محصول ما طراحی فراگیر دارد» بهتنهایی توضیح نمیدهد مشتری چه منفعتی دریافت میکند. بهتر است درباره مانع رفعشده و نتیجه قابل مشاهده صحبت کنید.
مقاله چگونه “ارزش پیشنهادی اختراع خود را پیدا کنیم؟” را مطالعه کنید.
چکلیست بازبینی نمونه
پیش از سرمایهگذاری روی نمونه نهایی، این پرسشها را پاسخ دهید:
– آیا کار اصلی محصول و مراحل انجام آن را دقیق نوشتهام؟
– آیا میدانم طراحی فعلی به چه تواناییهایی وابسته است؟
– آیا کاربران مرتبط با بازار هدف، نمونه را واقعاً استفاده کردهاند؟
– آیا موانع را با مشاهده ثبت کردهام، نه فقط براساس حدس؟
– آیا کاربر میتواند وضعیت محصول و نتیجه عمل خود را تشخیص دهد؟
– آیا خطاها قابل تشخیص و اصلاحاند؟
– آیا مراحل راهاندازی، تمیزکردن و نگهداری را هم بررسی کردهام؟
– آیا تغییرات پیشنهادی با ایمنی و عملکرد اصلی تعارض دارند؟
– آیا شواهد کافی برای ادعاهای بازاریابی دارم؟
این چکلیست یک ابزار کاری پیشنهادی است، نه استاندارد یا گواهی فراگیر بودن.
پرسشهای متداول
آیا طراحی فراگیر فقط برای معلولیت است؟
خیر. طراحی فراگیر از تنوع تواناییها و نیازها یاد میگیرد و شرایط موقت و موقعیتی استفاده را نیز در نظر میگیرد. بااینحال، توجه به شرایط عمومی نباید جای مشارکت افرادی را بگیرد که موانع دائمی را تجربه میکنند.
از چه مرحلهای شروع کنیم؟
از تعریف مسئله و نخستین نمونهها. ابزار طراحی فراگیر کمبریج، این رویکرد را مربوط به سراسر فرایند طراحی و توسعه میداند، نه صرفاً اصلاح محصول تکمیلشده.
برای شروع، لازم نیست همه اجزای اختراع را بازطراحی کنید. یک کار اصلی و یک مانع مهم را انتخاب کنید و آن را با کاربران بررسی کنید.
آیا باید محصول را برای همه بسازیم؟
خیر. هدف عملی، قابلاستفادهکردن محصول برای بیشترین تعداد افراد تا حد معقول است. بازار هدف را مشخص نگه دارید، اما تنوع کاربران در همان بازار را نادیده نگیرید.
آیا یک تغییر فراگیر، اختراع تازه است؟
در این مقاله، «بهبود کاربردپذیری» را معادل «قابلیت ثبت اختراع» نمیگیریم. ثبتپذیری یک راهحل مشخص، پرسشی جداگانه است و بدون بررسی فنی و حقوقی همان راهحل نمیتوان درباره آن نتیجه داد.
اولین اقدام عملی چیست؟
یک کار اصلی اختراعتان را انتخاب کنید و این جمله را کامل کنید:
استفاده از اختراع من برای کسی که … دارد، هنگام … دشوار میشود، چون …
سپس آن فرض را با مشاهده کاربر بررسی کنید. ممکن است مهمترین فرصت نوآوری شما نه افزودن یک قابلیت جدید، بلکه برداشتن مانعی باشد که تاکنون آن را جزئی از استفاده عادی محصول تصور میکردید.
خانه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.