اختراعاندیشی چیست؟ تعریف، اصول و تفاوت آن با خلاقیت و تفکر حل مسئله
درباره شکلگیری مفهوم اختراعاندیشی
اختراعاندیشی مفهومی است که من برای توصیف نوع خاصی از تفکر در مواجهه با مسئله، نیاز، محدودیت و فرصت پیشنهاد کردهام.
در سالهایی که با مخترعان، ایدهها و فرایند شکلگیری اختراع سروکار داشتهام، به یک سؤال مهم رسیدم:
آیا هر کسی که مسئلهای را میبیند، آن را به یک فرصت برای اختراع تبدیل میکند؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست. دو نفر ممکن است با یک مسئله کاملاً یکسان مواجه شوند. یکی فقط مشکل را ببیند و دیگری همان مشکل را به نقطه شروع یک اختراع تبدیل کند.
تفاوت این دو نفر ممکن است فقط در میزان دانش فنی آنها نباشد. بلکه در نحوه دیدن، پرسیدن، تحلیل کردن و تصور کردن امکانهای جدید نیز باشد.
برای توصیف این نوع نگاه، مفهوم «اختراعاندیشی» را پیشنهاد کردهام.
در این مقاله، اختراعاندیشی بهعنوان یک چارچوب مفهومی پیشنهادی تعریف میشود. چارچوبی که هدف آن توضیح این موضوع است که انسان چگونه میتواند مسائل و پدیدههای پیرامون خود را با نگاهی ببیند که امکان خلق راهحلهای اختراعی را آشکار کند.
اختراعاندیشی چیست؟
بهصورت ساده:
اختراعاندیشی شیوهای از اندیشیدن است که فرد در آن مسائل، نیازها، محدودیتها و پدیدهها را نه فقط برای درک یا حل آنها، بلکه برای کشف امکانهای جدید و خلق راهحلهای اختراعی بررسی میکند.
در اختراعاندیشی، سؤال فقط این نیست:
چگونه این مشکل را حل کنیم؟
بلکه پرسشهای عمیقتری مطرح میشود:
آیا مسئله را درست تعریف کردهایم؟
چرا این مسئله به این شکل وجود دارد؟
آیا میتوان فرض اصلی را تغییر داد؟
آیا راه دیگری برای انجام این کار وجود دارد؟
اگر یکی از محدودیتهای فعلی حذف شود چه اتفاقی میافتد؟
آیا راهحل مشابهی در حوزه دیگری وجود دارد که بتوان آن را منتقل کرد؟
آیا میتوان چیزی را که امروز بدیهی میدانیم، به شکل دیگری طراحی کرد؟
بنابراین اختراعاندیشی فقط «خلاق بودن» نیست.
اختراعاندیشی یعنی دیدن جهان با این پرسش دائمی که چه چیزی میتواند به شکل دیگری باشد.
چرا به مفهوم اختراعاندیشی نیاز داریم؟
بسیاری از آموزشهای مربوط به خلاقیت، بر تولید ایده تمرکز میکنند.
از افراد خواسته میشود:
- ایدههای بیشتری بدهند.
- آزادانه فکر کنند.
- از قضاوت خودداری کنند.
- ترکیبهای جدید ایجاد کنند.
- یا از تکنیکهای خلاقیت استفاده کنند.
این فعالیتها ارزشمندند، اما یک سؤال مهم قبل از ایدهپردازی وجود دارد:
فرد دقیقاً درباره چه چیزی باید ایده بدهد؟
اگر مسئله اشتباه تعریف شده باشد، ممکن است فرد بسیار خلاقانه، برای مسئلهای اشتباه راهحل تولید کند.
برای مثال، فرض کنید یک شرکت میگوید:
ما باید بطری آب سبکتری طراحی کنیم.
ممکن است تیم طراحی ماهها روی کاهش وزن بطری کار کند.
اما یک فرد با ذهنیت اختراعاندیش ممکن است سؤال دیگری بپرسد:
چرا اصلاً باید آب را در بطری حمل کنیم؟
همین تغییر سؤال میتواند فضای بسیار متفاوتی از راهحلها ایجاد کند.
پس اختراعاندیشی قبل از ایدهآفرینی اهمیت پیدا میکند.
اختراعاندیشی فقط حل مسئله نیست
یکی از مهمترین تفاوتهای اختراعاندیشی با تفکر حل مسئله این است که در حل مسئله معمولاً یک وضعیت مطلوب از قبل تعریف شده است.
برای مثال:
این دستگاه بیش از حد انرژی مصرف میکند. چگونه مصرف انرژی را کاهش دهیم؟
در اینجا مسئله مشخص است و هدف نیز مشخص است.
اما اختراعاندیشی میتواند یک مرحله عقبتر برود:
آیا کاهش مصرف انرژی واقعاً مسئله اصلی است؟
یا:
چرا این دستگاه باید به این روش انرژی دریافت کند؟
یا:
آیا میتوان عملکرد موردنظر را بدون این نوع انرژی انجام داد؟
در نتیجه، اختراعاندیشی فقط به دنبال حل مسئله موجود نیست. بلکه گاهی به دنبال کشف مسئلهای متفاوت یا بازتعریف مسئله موجود است.
تفاوت اختراعاندیشی با خلاقیت
خلاقیت معمولاً با تولید ایدههای جدید و ارزشمند ارتباط دارد.
اما اختراعاندیشی را نمیتوان صرفاً مترادف خلاقیت دانست.
ممکن است فردی خلاق باشد و برای یک مسئله، دهها ایده تولید کند. اما اگر نتواند مسئله را درست ببیند، این ایدهها ممکن است ارزش محدودی داشته باشند.
در اختراعاندیشی، خلاقیت یکی از ابزارهاست.
میتوان رابطه را به این شکل تصور کرد:
خلاقیت –> تولید امکانهای جدید
اختراعاندیشی –> دیدن مسئله و امکانها از منظر اختراعی
بنابراین:
اختراعاندیشی به این سؤال میپردازد که «چگونه فکر کنیم؟». خلاقیت بیشتر به این سؤال کمک میکند که «چه ایدههای جدیدی میتوانیم تولید کنیم؟»
تفاوت اختراعاندیشی با تفکر حل مسئله
تفکر حل مسئله معمولاً از یک مشکل مشخص شروع میشود و تلاش میکند فاصله میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب را کاهش دهد.
اما اختراعاندیشی میتواند پیش از آن سؤال کند:
آیا وضعیت موجود را درست فهمیدهایم؟
آیا وضعیت مطلوب را درست تعریف کردهایم؟
آیا مسیر رسیدن به آن باید همان مسیر فعلی باشد؟
آیا میتوان کل سیستم را به شکل دیگری طراحی کرد؟
به همین دلیل، اختراعاندیشی میتواند شامل فعالیتهایی مانند:
- مسئلهیابی
- بازتعریف مسئله
- زیر سؤال بردن فرضیات
- کشف محدودیتها
- ترکیب دانش
- انتقال راهحل
- جستوجوی تناقضها
- تصور سناریوهای متفاوت
- و خلق راهحلهای جدید
باشد.
مهمترین ویژگیهای ذهن اختراعاندیش
اگر بخواهیم اختراعاندیشی را بهعنوان یک مفهوم قابل آموزش توسعه دهیم، میتوان چند ویژگی مهم برای آن در نظر گرفت.
1- پرسشگری
فرد اختراعاندیش به پاسخهای موجود بسنده نمیکند.
او دائماً میپرسد:
چرا؟
چرا اینگونه؟
چرا نمیتوان جور دیگری انجام داد؟
2- مسئلهبینی
همه افراد یک مسئله را به یک شکل نمیبینند.
ذهن اختراعاندیش میتواند در اتفاقات عادی، مسئله یا فرصت اختراعی پیدا کند.
برای مثال:
یک نفر میبیند که مقدار زیادی آب هدر میرود.
فرد دیگر میپرسد:
چه سازوکاری باعث این اتلاف میشود و آیا میتوان آن سازوکار را تغییر داد؟
3- فرضیهشکنی
بسیاری از محدودیتهایی که در ذهن ما وجود دارند، محدودیتهای واقعی نیستند. بلکه فرضهایی هستند که به آنها عادت کردهایم.
مثلاً:
این محصول باید به این شکل ساخته شود.
ذهن اختراعاندیش میپرسد:
چرا؟
4- بازتعریف مسئله
گاهی اختراع جدید از زمانی شروع میشود که مسئله قدیمی را با زبان جدیدی تعریف کنیم.
برای مثال:
به جای:
چگونه صندلی راحتتری بسازیم؟
میتوان پرسید:
چگونه مدت نشستن طولانی را بدون ایجاد ناراحتی کنیم؟
مسئله دوم ممکن است راهحلهایی ایجاد کند که الزاماً «صندلی جدید» نیستند.
5- ترکیب دانش
بسیاری از راهحلهای جدید از ترکیب دانشهای موجود شکل میگیرند. ذهن اختراعاندیش فقط در یک حوزه جستوجو نمیکند.
ممکن است از:
- زیستشناسی
- مهندسی
- روانشناسی
- طراحی
- فناوری اطلاعات
- مواد
- کسبوکار
برای حل یک مسئله استفاده کند.
بنابراین یکی از پرسشهای مهم ذهن اختراعاندیش این است:
این مسئله در حوزه دیگری چگونه حل شده است؟
6- تحمل ابهام
در ابتدای مسیر اختراع، معمولاً همه چیز مشخص نیست.
ممکن است:
- مسئله کامل مشخص نباشد.
- راهحل معلوم نباشد.
- فناوری موردنیاز وجود نداشته باشد.
- یا نتیجه آزمایشها قابل پیشبینی نباشد.
ذهن اختراعاندیش باید بتواند مدتی با این ابهام کار کند و خیلی زود به اولین پاسخ موجود نچسبد.
7- تصور امکانهای ناموجود
یکی از ویژگیهای مهم اختراعاندیشی، توانایی تصور چیزی است که هنوز وجود ندارد.
فرد باید بتواند از خود بپرسد:
اگر محدودیتهای فعلی وجود نداشتند، این مسئله را چگونه حل میکردیم؟
سپس میتوان دوباره به واقعیت بازگشت و بررسی کرد که کدام بخش از آن تصور، قابل تحقق است.
اختراعاندیشی از کجا شروع میشود؟
میتوان یک مسیر اولیه برای آن پیشنهاد کرد:
مشاهده — > پرسش — > مسئلهیابی — > شکستن فرضیات — > بازتعریف — > ترکیب دانش — > تصور امکان — > تولید راهحل — > ارزیابی
این مسیر هنوز یک مدل نهایی نیست. بلکه مدل اولیه پیشنهادی برای توضیح فرایند اختراعاندیشی است.
در مراحل بعدی میتوان این مدل را با پژوهشهای علمی و تجربههای واقعی مخترعان توسعه داد و مؤلفههای آن را دقیقتر کرد.
یک مثال ساده از اختراعاندیشی
فرض کنید در یک بیمارستان، پرستاران زمان زیادی را برای پیدا کردن تجهیزات پزشکی صرف میکنند.
تفکر حل مسئله ممکن است بگوید:
چگونه تجهیزات را سریعتر پیدا کنیم؟
و شاید راهحل، یک سیستم مکانیابی باشد.
اما ذهن اختراعاندیش سؤالات بیشتری مطرح میکند:
چرا تجهیزات گم یا پراکنده میشوند؟
آیا همه تجهیزات واقعاً باید در یک مکان نگهداری شوند؟
آیا میتوان کاری کرد که تجهیز موردنیاز قبل از درخواست در اختیار پرستار قرار گیرد؟
آیا میتوان از رفتار پرستار برای پیشبینی نیاز بعدی استفاده کرد؟
آیا میتوان ساختار نگهداری تجهیزات را کاملاً تغییر داد؟
در این حالت، فرد فقط به دنبال حل مشکل پیدا کردن تجهیزات نیست. بلکه در حال بازطراحی مسئله و کشف فضای جدیدی از راهحلهاست.
این نوع نگاه، نمونهای از اختراعاندیشی است.
آیا اختراعاندیشی قابل آموزش است؟
اگر اختراعاندیشی را یک ویژگی کاملاً ذاتی بدانیم، آموزش آن دشوار خواهد بود.
اما اگر آن را مجموعهای از الگوهای تفکر و رفتار قابل تمرین بدانیم، میتوان برای آن آموزش طراحی کرد.
برای مثال میتوان تمرینهایی طراحی کرد که فرد را وادار کنند:
- برای یک مسئله حداقل ۱۰ بار «چرا؟» بپرسد.
- یک مسئله را با پنج بیان مختلف تعریف کند.
- فرضیات پنهان یک محصول را پیدا کند.
- یک راهحل را از حوزهای دیگر وارد مسئله کند.
- یک محصول را بدون یکی از اجزای اصلی آن تصور کند.
- یک محدودیت را حذف یا معکوس کند.
- و یک مشکل روزمره را از دید یک مخترع تحلیل کند.
در این صورت، اختراعاندیشی از یک مفهوم انتزاعی به یک مهارت قابل تمرین تبدیل میشود.
اختراعاندیشی چه ارتباطی با اختراعآفرینی دارد؟
این دو مفهوم میتوانند ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر داشته باشند، اما یکسان نیستند.
اگر بخواهیم چارچوب پیشنهادی را ساده کنیم:
اختراعاندیشی = چگونه برای اختراع فکر کنیم؟
اختراعآفرینی = چگونه از این تفکر به خلق اختراع برسیم؟
بنابراین میتوان گفت:
اختراعاندیشی، بُعد شناختی اختراعآفرینی است.
فرد ابتدا باید بتواند مسئله و امکان را به شیوهای متفاوت ببیند. سپس این نگاه میتواند وارد فرایند اختراعآفرینی شود.
مقاله “اختراعآفرینی چیست” در تکمیل این مقاله به شما کمک میکند.
آیا هر مخترعی اختراعاندیش است؟
لزومًا نه.
ممکن است فردی یک اختراع ایجاد کرده باشد، اما بسیاری از تصمیمهای او بر اساس تجربه، دانش تخصصی، آزمونوخطا یا یک نیاز بسیار مشخص شکل گرفته باشد.
بنابراین «مخترع بودن» و «اختراعاندیش بودن» را نباید کاملاً مترادف دانست.
در چارچوب پیشنهادی، اختراعاندیشی بیشتر به نوع نگاه و فرایند تفکر اشاره دارد.
از این منظر حتی کسی که هنوز هیچ اختراعی ثبت نکرده است، میتواند در حال توسعه اختراعاندیشی باشد.
اختراعاندیشی. یک مهارت یا یک نگرش؟
احتمالاً هر دو.
اختراعاندیشی از یک طرف شامل مهارتهایی مانند مسئلهیابی، پرسشگری، بازتعریف، ترکیب و ارزیابی است.
اما از طرف دیگر، یک نگرش نیز پشت آن قرار دارد:
این باور که وضعیت موجود لزوماً تنها شکل ممکنِ انجام یک کار نیست.
شاید بتوان همین جمله را یکی از پایههای فلسفی اختراعاندیشی دانست.
فرد اختراعاندیش جهان را مجموعهای از پاسخهای نهایی نمیبیند. بلکه آن را مجموعهای از امکانهای قابل تغییر میبیند.
اختراعاندیشی در یک جمله
اگر بخواهیم این مفهوم را در یک جمله خلاصه کنیم:
اختراعاندیشی شیوهای از اندیشیدن است که در آن فرد با پرسشگری، بازتعریف مسئله، شکستن فرضیات و کشف امکانهای جدید، به دنبال ایجاد راهحلهای اختراعی است.
جمعبندی
اختراع معمولاً در لحظهای دیده میشود که یک راهحل جدید شکل گرفته است. اما پیش از آن، یک اتفاق مهمتر در ذهن رخ میدهد:
نحوه دیدن مسئله تغییر میکند.
فرد به جای پذیرفتن وضعیت موجود، درباره آن سؤال میکند.
به جای پذیرفتن تعریف مسئله، آن را دوباره بررسی میکند.
به جای محدود شدن به راهحلهای شناختهشده، امکانهای دیگری را تصور میکند.
و به جای اینکه بپرسد:
چگونه همین را کمی بهتر کنیم؟
گاهی میپرسد:
آیا اصلاً لازم است این کار را به همین شکل انجام دهیم؟
این نوع نگاه را میتوان اختراعاندیشی نامید.
اختراعاندیشی. پیش از آنکه چیزی را اختراع کنیم، باید یاد بگیریم متفاوت ببینیم.
در این چارچوب، اختراعاندیشی یک مفهوم پیشنهادی است و توسعه علمی آن میتواند در آینده با پژوهش، مطالعه تجربیات مخترعان، شناسایی مؤلفههای شناختی و طراحی ابزارهای سنجش و آموزش، دقیقتر و کاملتر شود.
خانه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.